بصیرتنا

سیاسی اجتماعی

مقایسه حقوق و هزینه ها

مقایسۀ🔻قدرت خرید
در سال ۱۳۵۷ با سال ۱۴۰۳

✍️ رضا صابری خورزوقی
این مقایسه براساسِ
میانگینِ کشوریِ قیمت‌ها
و حداقل حقوق‌ها
در سال ۱۳۵۷ و سال ۱۴۰۳
انجام شده است
🔻کالاهای نمونه🔻
نان، مسکن، خودرو،
بنزین ‌و دلار است
👇توجه👇
در متن زیر
حرفِ «ر» کنارِعدد،یعنی،ریال
و حرف «م» یعنی، میلیون

👇ملاحظه بفرمائید👇
🔻حداقل حقوق🔻
سال ۱۳۵۷ = ۶۳۰۰ ریال
سال ۱۴۰۳= ۱۱میلیون تومان

🥓 #نانِ سنگکِ معمولی
سال ۱۳۵۷، ۵ ریال
سال ۱۴۰۳، ۵۰هزار ریال
این☝️ یعنی:
حقوقِ سال۵۷ = ۱,۲۶۰ نان
حقوقِ سال۴۰۳= ۲,۲۰۰ نان
حساب کنیم🔻
ا ۱,۲۶۰ = ۵ ÷ ۶۳۰۰
ا ۲،۲۰۰ = ۵۰,۰۰۰ ÷ ۱۱۰م_ر

🏠 👈 #مسکن
میانگینِ ۱مترمسکن درکشور
👇ا👇
سال۱۳۵۷ 👈 ۵,۵۰۰ تومان
سال۱۴۰۳ 👈 ۵۵م تومان
این☝️یعنی:
۹ماه حقوقِ ۵۷= ۱مترمسکن
۵ماه‌حقوقِ۴۰۳ =۱مترمسکن
حساب کنیم🔻
ا ۹ = ۶۳۰ ÷ ۵,۵۰۰
۵ = ۱۱م ÷ ۵۵م

🚙 👈 #خودرو
پیکان،سالِ۵۷= ۲۰هزارتومان
کوئیک،سالِ۰۳ =۴۵۰م‌تومان
این☝️یعنی:
با تفااااااااوتِ کوئیک و پیکان
۳۳ماه حقوقِ۵۷ = پیکان
۴۰ماه‌حقوقِ۴۰۳ = کوئیک
حساب🔻 کنیم
پیکان👈۲۰،۰۰۰ =۶۳۰×۳۳
کوئیک👈 ۴۵۰م = ۱۱م×۴۰

⛽️ 👈 #بنزین
سال ۵۷ = هر لیتر ۶ ریال
سال۴۰۳=هرلیتر۳۰هزارریال
این☝️یعنی:
حقوقِ سال۵۷ = ۱،۰۵۰ لیتر
حقوقِ ۱۴۰۳ = ۳،۴۴۴ لیتر
حساب کنیم🔻
سال۵۷👈۱،۰۵۰=۶÷۶۳۰۰ر
۴۰۳👈۳،۴۴۴=۳،۰۰۰÷۱۱م

💵 نرخ 👈 #دلار
سال۱۳۵۷،دلارِدولتی۷تومان
سال۰۳،دلارِآزاد۶۵,۰۰۰تومان
این☝️ یعنی:
۱ماه حقوقِ ۵۷ = ۸۹ دلار
۱ماه حقوقِ۴۰۳ = ۱۶۹ دلار
حساب 🔻کنیم
سال۵۷👈 ۸۹ = ۷÷۶۳۰
۴۰۳👈 ۱۶۹ = ۶۵ه‍ ÷۱۱م
🔻یادآوری🔻
بجز طلا، قیمت سایر کالاها
همین حدود افزایش داشته
👇لطفاً👇
#نوجوانان را آگاه کنیم با اندیشه
و مراقب باشیم تا مزدورانِ
ا🇺🇸‌دشمنانِ‌حقوق‌بشر🇪🇺
#وجدان‌شان را #آلوده نکنند

با امید تا قله

(خدا قوت
احسنت👌

و این را هم باید اضافه کنیم که الآن یارانه نفری 300 هزار تومان یا 400 هزار تومان هم هر ماه می دهند و تازگی هم 3 ماه کالا برگ فجرانه هم گرفتیم
و به ماشین ها هم ماهی 60 لیتر بنزین با نرخ 1500 تومان هم می دهند
و....

ولی ناشکری و اسراف و تبذیر ... بیداد می کند

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان ۱۴۰۳ساعت 11:4  توسط ع.ب  | 

مجلس انقلابی روی کار می‌آید

آیت الله محمود محمدی عراقی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام  در رابطه با پیش بینی خود از حضور مردم در انتخابات با توجه به اتفاقات اخیر و همچنین یاوه‌گویی‌های مقامات آمریکایی، گفت: تجربه چهل ساله انقلاب اسلامی نشان داده است که در حقیقت مردم ما همیشه میان مسائل مهم کشور و مشکلاتی که دارند تفکیک قائل هستند و در مسائل سرنوشت ساز بر اساس منافع ملی ای که تشخیص می‌دهند تصمیم می‌گیرند.

وی با تاکید بر اینکه یکی از دستاوردهای مهم انقلاب ما این بوده است که مردم ما از لحاظ اجتماعی و سیاسی رشد کرده‌اند، گفت: واقعاً امروز گاهی یک فرد روستایی به ظاهر کم سواد ما از یک دکترای علوم سیاسی بهتر مسائل را تحلیل می‌کند. تجربه نشان داده است که وقتی دشمن نسبت به مردم اهانت و یا گستاخی می‌کند نتیجه معکوس می‌شود یعنی مردم بیشتر نسبت به کشور، سرنوشت و انقلاب خودشان احساس مسئولیت می‌کنند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: این در خون ایرانیان است که نسبت به بیگانه حساسیت دارند و هر اندازه هم که مشکل داشته باشند می‌خواهند خودشان سرنوشت خودشان را تعیین کنند. این یک مسئله تاریخی است و در طول چند قرن اخیر همیشه دشمنان ما به خصوص غربی‌ها و امروز آمریکایی‌ها سعی کردند زمام امور کشور را در دست خودشان بگیرند و مردم ما یک حساسیت به شدت منفی نسبت به دخالت بیگانگان پیدا کرده اند.

آیت الله محمدی عراقی خاطرنشان کرد: به عقیده بنده در امر حضور مردم در انتخابات هم کاملاً این موضوع صادق است و چندمین بار است که ثابت شده است وقتی رئیس جمهورهای آمریکا این خطای استراتژیک را انجام می‌دهند و به مردم ما اهانت می‌کنند و یا با یاوه‌گویی‌ها و گستاخی‌های خودشان مردم ما را ناراحت و عصبانی می‌کنند سبب می‌شود مردم احساس مسئولیت بیشتری کنند و متوجه شوند که حضور آنها چقدر در انتخابات مهم است.

وی با بیان اینکه هرچیزی که دشمن را عصبانی می‌کند مردم را متوجه می‌کند که آن موضوع برای کشور سرنوشت ساز است، تصریح کرد: لذا پیش بینی من این است که حتی در ۲۲ بهمن امسال حضور مردم فوق العاده خواهد بود و مردم حضور در صحنه را به نوعی به عنوان پاسخ به گستاخی آمریکا، وفاداری نسبت به خون شهدا و مخصوصاً ادای احترام نسبت به شهید سلیمانی که به حق سردار دل‌ها نامیده شده خواهند داشت.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: مردم در انتخابات هم با حضور آگاهانه و با انتخاب صحیح خود نشان خواهند داد نسبت به تعیین سرنوشت خود چه اندازه حساسیت دارند.

آیت الله محمدی عراقی گفت: مردم به خصوص با انتخاب درست و اصلح مجلسی انقلابی را روی کار می‌آورند زیرا مجلس انقلابی است که می‌تواند دولت انقلابی را انتخاب کند به همین جهت پیش بینی من این است که احساس مسئولیت مردم نسبت به همیشه بیشتر خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۸ساعت 8:26  توسط ع.ب  | 

ایران امسال اسرائیل را نابود می‌کند

 به نقل از وب سایت روزنامه اسراییلی"جروزالم پست"، خاخام " ماتیت یاهو گلازرسون" 82 ساله که بیش از 30 کتاب مذهبی نوشته و به پیشگویی از روی کدهای مخفی تورات شهره است، در این ویدئو مدعی شده بر اساس خوانش کدهای رمزی که در آیات تورات وجود دارد، ایران در سال 5780 یهودی (امسال) به اسراییل حمله و این کشور را نابود خواهد کرد.

خاخام "گلازرسون" مدعی است این پیشگویی خود را از روی کدهای رمزنگاری شده کتاب مقدس یهودیان می گوید. این کدها شامل کلمات پیچیده ای هستند که در تورات یافت می شود و به عقیده بعضی ها حاوی پیام های پنهانی خدا برای بندگان است.

او در ویدئویی که منتشر کرده کدهای رمزی داخل آیاتی را کنار هم می چیند و جمله "ایران تیکوف" (ایران حمله خواهد کرد) را از میان آیات بیرون می کشد. او سپس در بخش دیگری از پیشگویی خود درباره سال این واقعه مدعی می شود که این حمله در سال 5780 یهودی (2020 میلادی) انجام خواهد شد.

این خاخام یهودی مدعی است بر اساس رمزخوانی کدهای داخل تورات، ایران در سال 5780 یهودی (2020 میلادی) به اسراییل حمله خواهد کرد و اگر اسراییلی ها به روش فعلی خود ادامه دهند نابودی آنها در این حمله تقریبا تضمین شده است.

او افزود:" مگر اینکه معجزه ای رخ دهد و مردم توبه کنند. کسی چه می داند؟"

خاخام گلازرسون خاطرنشان کرد: "به نظر می رسد وقایع سیاسی جاری در اسرائیل به سقوط این کشور اشاره دارد... متأسفانه، از آنچه امروز می بینیم، به ویژه با این افراد، شما می دانید که "لاپید" و "لیبرمن" (رهبران ائتلاف اپوزیسیون "آبی و سفید" و نیز وزیر دفاع سابق اسراییل که اکنون مخالف سرسخت بنیامین نتانیاهو است) همه اقدامات شان علیه تورات است... اما کسی چه می داند؟"

به گفته گلزارسون، راه حل توبه است و او به مواردی دیگر از کدهای پیشگویانه در تورات اشاره کرد که به "توبه" و "مسیح" اشاره داشتند.

این خاخام افزود، اگر اسرائیل توبه کند و تمام احکام خدا در تورات را رعایت کند، آن گاه بر اساس کدهای کتاب مقدس خدا "وعده" دیگری را تحقق می بخشد و اسراییل را نجات می دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۸ساعت 9:18  توسط ع.ب  | 

فرجام برجام............

برجام روحانی روزهای سختی را پشت سر می‌گذارد و حالا از گوشه و کنار نیز زمزمه‌هایی مبنی بر ضرورت «اعلام شکست رسمی برجام» شنیده می‌شود.

برجامی که قرار بود عامل لغو بالمرّه تمام تحریم‌ها شود و آنطور که «علی‌اکبر صالحی» زمانی گفته بود؛ دنیای بعد از آن دنیای جدیدی باشد اما اکنون به یک وبال بزرگ برای شخص رئیس‌جمهور روحانی و یاران برجام‌خواهش تبدیل شده است.

وبال بزرگی که نه تنها دستاورد ملموسی برای مردم نداشته است بلکه تحریم‌های پسابرجامی هم یکی یکی بر گرده آن سوار می‌شوند.

مجلس سنای آمریکا در 25 خردادماه گذشته، طرحی تحریمی موسوم به اس.722 را با 98 رأی موافق و تنها با 2 رأی مخالف به تصویب رساند.

این لایحه هم اکنون در انتظار تصویب در مجلس نمایندگان آمریکا است تا پس از طی مراحل قانونی و با تصویب دونالد ترامپ رییس جمهور ایالات متحده آمریکا به لیست قوانین تحریمی علیه ایران اضافه شود و البته برخی تحلیلگران نیز از این می‌گویند که طرح مذکور با مشکل خاصی برای اجرایی شدن مواجه نخواهد بود.

این طرح را که عنوان اصلی آن "قانون مبارزه با فعالیت های ثبات زدای ایران در سال 2017 " است، می توان جدی ترین و جامع ترین قانون تحریمی ایالات متحده آمریکا پس از اجرای برجام دانست.

اس.722 به صورت کلی از 12 بخش تشکیل شده است و رییس جمهور ایالات متحده آمریکا را موظف به شناسایی دایره وسیعی از فعالیت‌های ایران در حوزه منطقه، حوزه تسلیحاتی و حقوق بشر و اعمال تحریم های جدی و موثر بر افراد و نهادهای دخیل در این حوزه را می کند.

نگاهی کوتاه به لیست این فعالیت ها نشان می دهد که جهت گیری اصلی این طرح علاوه بر احیای برخی از تحریم های پیش از برجام در قالب‌های جدید، فشار بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان محرک اصلی طرح‌های موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران را دنبال می‌کند.

با این حال به نظر می‌رسد که طرح جدید علاوه بر اعمال تحریم‌های جدید می‌تواند بستری برای برخی درگیری‌های محدود نظامی را فراهم کند.

مهمترین و اصلی‌ترین ارجاع قانونی در طرح تحریمی کنگره در بخش دوم آن است که بند 1701  کد 50 از قوانین داخلی ایالات متحده  آمریکا ذکر می‌شود.

این بند اختیاراتی را به رییس جمهور آمریکا می‌دهد که با تهدیدات غیر عادی و فوق‌العاده علیه سیاست خارجی‌، اقتصاد و یا روابط خارجی آمریکا که منبع آن خارج از این کشور است، مقابله کند. بستر قانونی چنین ارجاعی نیز تمدید سالانه وضعیت اضطراری علیه ایران است.

با تصویب این قانون و استناد به این بخش از قوانین فدرال رییس جمهور ایالات متحده آمریکا می تواند، بر اساس دستورات اجرایی و محول کردن آن به دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری تحریم‌های جدی و موثری علیه ایران در حوزه فعالیت‌های موشکی، اقدامات ثبات زدا! و یا نقض حقوق بشر ایجاد کند که به راحتی معافیت‌های تحریمی برجام را بدون اثر می‌کند.

*سپاه در آماج تحریم‌های جدید دشمن

یکی از موارد مهمی که با تصویب این قانون دولت ایالات متحده مکلف به اجرای آن می‌شود، قرار دادن «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» در لیست گروه های تروریستی است.

تاکنون تمام تحریم‌هایی که علیه نهادهای نظامی کشور از جمله سپاه قدس به اجرا در می‌آمدند بر اساس دستور اجرایی 13224 رییس جمهور ایالات متحده امریکا بود. بر اساس این دستور العمل اجرایی سپاه قدس و برخی شخصیت‌های ایرانی در لیست سیاه دفتر دارایی های خارجی ایالات متحده آمریکا قرار گرفتند و هر گونه معامله با این شخصیت‌ها تحریم شد.

حالا این طرح با تکرار اتهام حمایت از تروریسم بین‌الملل توسط دولت ایران و به خصوص سپاه پاسداران امکان قرار دادن نام سپاه را در لیست سیاه تروریسم و تحریم کامل آنها را می‌دهد. اگرچه این طرح از لحاظ اجرایی به دلیل وجود تحریم‌های معنادار قبلی بی معنا است، اما از لحاظ روانی می‌تواند به شدت بر مبادلات خارجی ایران موثر باشد.

با توجه به این که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در قالب قانون و به منظور آبادانی کشور فعالیت‌های وسیعی در حوزه عمرانی کشور دارد، تحریم جدید اس.722 هراس شرکت‌های بین المللی از معامله با ایران را به دنبال خود خواهد داشت. در حقیقت این تحریم می‌تواند سبب ایزوله شدن سپاه را حتی در فضای اقتصادی داخلی کشور به  همراه بیاورد. مفهومی شبیه به آنچه که در لبنان رخ داد و بانک مرکزی لبنان حزب‌الله را تحریم کرد.

تحریم جدید آمریکا همچنین مواردی مثل هماهنگی با اتحادیه اروپا برای تحریم بیشتر ایران، افزایش اختیارات رئیس‌جمهور آمریکا برای تحریم بیشتر ایران و محروم‌سازی تمامی اشخاص و گروه‌های مرتبط با توانمندی موشکی جمهوری اسلامی ایران را نیز در دستور کار قرار داده است.[1]

*ذوالنور: اس.722 نقض برجام است/ طرح مجلس برای مقابله با اقدامات غیر متعارف آمریکا

حجت‌الاسلام مجتبی ذوالنور، رئیس کمیته هسته‌ای مجلس شورای اسلامی و نماینده مردم قم به تازگی در همین رابطه گفته است: هر چند ظاهرا این مصوبه فعلا در مسیر ارائه به مجلس نمایندگان قفل شده و به مشکل قانون اساسی برخورده است، اما از جهت محتوایی قطعا نقض برجام است. این مساله رسما از طرف جمهوری اسلامی به طرف های اروپایی اعلام شده و آنها نیز این را پذیرفته اند که مصوبه سنا نقض برجام است.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی افزود: با توجه به مجموعه اقدامات ایالات متحده علیه برجام و کارشکنی‌هایی که در مسیر اجرای برجام داشته اند، در کمیسیون امنیت ملی طرحی را برای مقابله با اقدامات غیر متعارف آمریکا و پاسخ به آنها در دست تهیه داریم که به صورت مقدماتی آماده شده است.

ذوالنور خاطرنشان کرد: در این طرح اقداماتی را که دولت باید در مقابل نقض برجام انجام دهد تعریف کردیم و پیش بینی ما این است که با استقبال نمایندگان مواجه خواهد شد.[2]

*لاریجانی: اس.722 نقض برجام نیست اما.../ نمی‌توانیم 1+4 داشته باشیم/کاری که دولت باید همین امروز انجام دهد

«محمدجواد لاریجانی» دیپلمات سابق و از چهره‌های متخصص در این زمینه هم طی اظهاراتی در اشاره به تحریم جدید آمریکا و در پاسخ به این سؤال که آیا تحریم جدید نقض برجام هست یا خیر گفته است: به نظر من ای کاش نقض برجام بود، اتفاقاً نقض برجام نیست اما محتوایی دارد که برجام را به جای نقض کردن از خاصیت می‌اندازد.

او تصریح می‌کند: نقض شدن مربوط به چیزی است که وجود دارد و خرابش کنند اما در این موضوع اصلاً حلش می کنند مانند اسید سولفوریک که روی چیزی بریزند و حل شود این مصوبه همه امکاناتی را که ایران از برجام منفعت می‌برد از بین خواهد برد و فقط سفرها و دورهمی‌های دیپلماتیک باقی می‌ماند و اینکه مثلاً دو عدد نخود از جایی بگیریم بیاوریم یا نه؟  

لاریجانی درباره محتوای تحریم جدید نیز گفته است:

«این طرح جامعیت دارد یعنی همه جاهایی که ممکن است کشورمان تحت هر نوع تحریمی قرار بگیرد اعم از بانک، تجارت، اسلحه، رفت و آمد، دیپلماسی و تقریبا همه بخش‌ها و امکانات احصا شده که تحریم جامعی است.

بهانه اعمال این تحریم‌ها نیز آنقدر انعطاف‌پذیر و کلی است که آن را می‌شود به هر چیزی ربط داد بعنوان نمونه یکی از بهانه‌هایش این است که ایران فعالیت‌های بی ثبات کننده نداشته باشد! حالا منظور چه ثبات و فعالیتی است معلوم نیست زیرا خیلی باز و قابل انعطاف است.»

این کارشناس مسائل استراتژیک در ادامه صحبت‌های خود با تأکید بر اینکه منافع ما در برجام از بین رفته، گفته است: در پاسخ به مصوبه اخیر سنای امریکا باید با تعیین ضرب الاجل تمام نظارت‌های آژانس بین المللی انرژی اتمی بر فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان را در حد حداقل ان. پی. تی کاهش دهیم و تعلیق کنیم.

لاریجانی می‌افزاید: نخستین کاری که باید انجام دهیم، اینست که به اروپائیها بگوییم آمریکائیها منافع ما را در برجام نابود کردند و هیچ دلیلی ندارد که منافع آنان در برجام اداره شود پس باید به آمریکائیها بگویند که آیا می‌خواهند برجام باقی بماند یا نه؟ ما باید ضرب الاجل بگذاریم زیرا نمی‌توانیم 1+4 داشته باشیم.

دیپلمات سابق کشورمان همچنین در بخش دیگری از صحبت‌های خود نیز گفت:

«دولت ما همین امروز و نه فردا که دیر است جلسه ای با اروپایی‌ها ترتیب دهد و آنان را با امریکایی‌ها طرف کند؛ صورت مسئله این است که منافع ما در برجام از بین رفته است و دیگر دستاوردی نداریم.»

وی افزود: باید دانست که برد طرف ما در برجام از بین رفته است و اجازه نمی‌دهیم بردشان باقی بماند و در این چارچوب دو تعلیق را در ضرب‌الاجلی با دوره‌ای مشخص در دستور کار قرار دهیم، نخست تعلیق نظارت‌های آژانس در حد حداقلی ان.پی.تی و دیگری تعلیق توقف‌های هسته‌ای کشورمان.  

به گزارش مشرق، لاریجانی با پیش بینی تصویب تحریم‌های کشورمان در مجلس نمایندگان با احتمال بسیار گفت: اگر ما چنین اقدام کنیم آنها تصمیمشان را عقب می‌اندازند چون می‌بینند که ما جدی هستیم.  

وی افزود: البته آقای ترامپ هم این مصوبه را در جیبش باقی می‌گذارد زیرا او تعهدات بین المللی مهم دیگر مانند تعهدات پاریس و تعهدات با کوبا را زیر پا گذاشت ولی کسی نیست که پاره کردن تعهدات برایش حرمتی داشته باشد.[3]

*روحانی در واکنش به تحریم سنا: آمریکا با تحریم‌های جدیدش دچار اشتباه محاسباتی شده/مثل سابق پاسخ متناسب می‌دهیم!

اما نفر اصلی در این ماجرا که همه منتظر واکنش او هستند شخص رئیس‌جمهور روحانی است.

او در آخرین اظهار نظر خود در این رابطه، طی سخنانی در جلسه هیئت دولت که در آخرین چهارشنبه ماه مبارک رمضان برگزار شد، گفت:

«حاکمان جدید در آمریکا هم باید کاملا بدانند اینجا جمهوری اسلامی ایران است و اگر آنها تصور کردند که می توانند ملت ایران را با لایحه و طرح جدید و اقداماتشان در سنا و کنگره تحت فشار قرار دهند، دچار اشتباه محاسباتی شده‌اند. دولت‌های قبل آمریکا این تجربه‌ها را دارد و  40  سال است که آمریکا انواع توطئه‌ها علیه ایران را طراحی کرده است؛ البته دولت قبلی در آمریکا یک مقدار هوشیاری پیدا کرد و متوجه شد که در برابر ملت ایران باید از زبان تکریم استفاده کند و فهمید که باید به جای تهدیدها از میز مذاکره استفاده کند؛ هرچند آنها هم نتوانستند پیام ملت ایران را به طور کامل دریافت کنند.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۶ساعت 7:7  توسط ع.ب  | 

مطالبه 2میلیارد تومان از طرف کرباسچی برای قرار گرفتن افراد در فهرست شورای شهر

دبیر شورای عالی اصلاح‌طلبان تلویحا مطالبه 2میلیارد تومان از طرف کرباسچی برای قرار گرفتن افراد در فهرست شورای شهر را تأیید کرد اما گفت، این کار ربطی به شورای مذکور نداشته است.

محمدرضا عارف رئیس فراکسیون امید در گفت‌وگو با ایسنا ضمن توضیح درباره چگونگی بسته شدن فهرست 21 نفره اصلاح‌طلبان برای شورای شهر تهران اظهار داشت: در مورد هزینه‌های تبلیغاتی برآوردی که دوستان در ستاد تهران داشتند اعلام کردند و البته خیلی مربوط به شورای عالی سیاست‌گذاری نیست. ستاد تهران برآورد کرده و به این نتیجه رسیده هر کدام از کاندیداهایی که در لیست قرار دارند تا سقف مبلغ 100 میلیون تومان برای هزینه تبلیغاتشان بپردازند.

وی درباره شایعه مطالبه 2 میلیارد تومان برای عضویت در فهرست اصلاح‌طلبان، ضمن تأیید اصل خبر گفت: در مورد دو میلیارد تومان هم قبل از این که وارد بستن لیست شویم گزارشی دریافت شد مبنی بر اینکه حدود 5-6 ماه قبل فردی به یک فرد دیگر گفته برای اینکه در لیست قرار بگیری باید دو میلیارد تومان بپردازی. آن فرد هیچ ارتباطی با شورای عالی سیاست‌گذاری نداشت. در آن زمان آقای محمود صادقی نایب رئیس هیئت رئیسه شورای عالی بود، او را مامور پیگیری کردیم و ایشان بحث جدی را با هر دو نفر داشت، هم آن خانمی که مدعی شده بود و هم آقایی که قرار بود پول را بگیرد.

عارف گفت: مشخص شد هیچ ربطی به شورای عالی سیاست‌گذاری نداشته و توسط وابستگان یکی از احزاب این موضوع مطرح شده است. بنابراین هیچ ربطی به شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان نداشت. بعد از آن مجددا این مسئله مطرح شد در حالی که ما بنا داشتیم تا از این مسائل بگذریم. نهایتا قرار شد تا این موضوع را پیگیری حقوقی کنیم. یادآور می‌شود چند هفته قبل روزنامه آفتاب یزد با اشاره به نقش غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران در ماجرا نوشته بود:‌ «چه کسی پیشنهاد 2 میلیاردی برای حضور در لیست امید به نامزدها داده بود؟ یک منبع آگاه توضیحاتی را در مورد ماجرای درخواست 2میلیارد تومان از برخی کاندیداهای شورای شهر تهران جهت حضور در لیست امید ارائه داد.

بنا به گفته وی چنین درخواستی از کاندیداهای اصلاح‌طلب مطرح شده اما نه از سوی اعضای شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان؛ گویا چنین درخواستی از جانب دبیر‌کل یکی از احزاب سرشناس اصلاح‌طلب مطرح شده است.

بدین صورت که وی با برگزاری جلسات خصوصی با کاندیداهای مطرح و خواستار حضور در لیست امید به آنان پیشنهاد می‌داده که 2میلیارد تومان بپردازند تا بتوانند در لیست حضور داشته باشند. البته مشخص نبوده آقای غ‌-ک با چه ساز و کاری چنین وعده‌ای به کاندیداها می‌داده است.

این خبر از سوی فاطمه دانشور نیز تأیید شده بود.

عارف در بخش دیگری از مصاحبه با ایسنا تصریح کرد، انتظار مشورت از روحانی درباره کابینه داشته اما او مشورت نگرفته است.

«به هر حال جریان اصلاحات با تمام توان به صحنه آمد به خصوص فراکسیون امید که تک‌تک اعضای آن در سراسر کشور سخنرانی‌های زیادی را انجام دادند. بنابراین توقع جریان اصلاحات این است که حداکثر تعامل را دولت با این جریان داشته باشد. البته انتظار داشتیم از ناحیه دولت و آقای روحانی برای برگزاری این تعامل پیگیری می‌شد که البته صورت نگرفت و ما پیش‌قدم شدیم، شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان تقاضای وقت از آقای رئیس‌جمهور کرده که دیدگاه‌های خود را در مورد کابینه مطرح کند.»

وی درپاسخ این سؤال که رئیس مجلس چقدر در تصمیم‌گیری‌های مهم و کلان با شما مشورت می‌کند؟ البته من چهره شاخص نیستم. بارها اعلام آمادگی کردم برای مواردی که لازم باشد مشورت کنند. منتها هر وقت ایشان تشخیص بدهند ما در خدمتشان هستیم. (تا الان موضوعی نبوده که نیاز به مشورت باشد؟) البته ایشان اشراف کامل بر امور دارند. چند دوره رئیس مجلس بودند و هر وقت لازم بدانند قطعا ما استقبال می‌کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 5:57  توسط ع.ب  | 

پیام موشک‌های سپاه

عملیات برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از خاک ایران در عمق خاک سوریه، اقتدار ملی جمهوری اسلامی را با برد منطقه‌ای و پیام جهانی به نمایش گذاشت و همچنان به صورت گسترده در تمام سطوح رسانه‌ای و امنیتی در جهان و بویژه در آمریکا و اسرائیل مورد بحث و تحلیل کارشناسان سیاسی -  نظامی است. لذا این عملیات غرورآفرین و برخاسته از اعتماد به نفس جمهوری اسلامی دارای ابعاد و پیامدها و دستاوردهای متعددی بود. هرچند برخی از این موارد بیان شده است اما:

1- نکته مهم این است که عملیات «لیله القدر» تحت فرماندهی مستقیم رهبرمعظم انقلاب و کار جمع‌آوری اطلاعات و هماهنگی آن مستقیما توسط فرماندهی سپاه قدس انجام شد و کسانی که مردم را از سایه جنگ می‌ترساندند و صبحِ بعد از شلیک موشک‌ها از خواب بیدار و از ماجرا خبردار شدند، ادعا نکنند که ما اجازه داده بودیم!. لذا این عملیات نشان داد که سیاست جمهوری اسلامی در منطقه تحت فرماندهی مستقیم رهبرمعظم انقلاب، یک سیاست ثابت و غیرقابل تغییر است و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دفاع از کشور و انقلاب و امنیت مردم هرگاه و هرکجا که احساس کند باید ورود کند، با تایید شورای عالی امنیت ملی و دستور فرمانده کل قوا وارد عمل خواهد شد و قاطعانه هم عمل خواهد کرد و از یک سو تغییر مسئولیت‌های اجرایی در نظام جمهوری اسلامی و از سوی دیگر تحریمها و برجام و موضع گیری‌های غربی‌ها و آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها وجریان لیبرال داخلی وابسته به آنها کوچکترین تاثیری بر انجام وظایفشان نخواهد گذاشت.

2- نکته مهم‌تر این است که این موشک‌ها همان موشک‌هایی بودند که از شهرک‌های زیرزمینی موشکی بیرون آورده شدند و روی آنها نوشته شده بود «مرگ بر اسرائیل»، در حالی که برخی در جریان رقابت‌های انتخاباتی از قدرت بازدارندگی آنها غافل و اقتدار نیروهای مسلح را ناسپاسانه زیر سؤال بردند!. شلیک این موشک‌ها همزمان شد با روز قدس که روز فریاد نابودی رژیم صهیونیستی و حضور مردم در راهپیمایی این روز جلوه دیگری از مولفه‌های قدرت جمهوری اسلامی، نه تنها در ایران بلکه در گستره امت اسلامی است.

3- آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها که بعد از امضاء برجام دچار توهم شده بودند، شلیک موشک‌های سپاه موجب سکوت مرگبار آنها و زیر میز رفتن گزینه نظامی‌شان شد. بطوری که پس از گذشت چند روز هنوز جرات نکرده‌اند هیچ‌گونه اظهار نظر صریحی کنند و در شوک بزرگی به سر می‌برند. آمریکا و رژیم صهیونیستی که بویژه بعد از شروع مذاکرات هسته‌ای و همچنین بعد از امضا برجام، بارها با تهدید ملت ایران از گزینه نظامی روی‌میز سخن گفته بودند، اما از نیمه شب دوشنبه که موشکهای ذوالفقار در دیرالزور در فاصله اندکی با گنبد آهنین صهیونیستها (که در جنگ 33 روزه ابهت آن با موشک‌های حزب‌الله فرو ریخت)، فرود آمدند، دیگر سخن از گزینه های روی میزشان نکردند. هرچند رسانه‌های آمریکایی- صهیونیستی تلاش زیادی کردند تا مقامات آمریکا را به موضع گیری علیه ایران وادارند اما تاثیر موشک‌ها آن‌قدر عمیق و گسترده بود که مقامات آمریکایی از جمله شخص ترامپ نتوانستند به خود اجازه دهند، موضع‌گیری کنند. در این زمینه سخنگوی وزارت خارجه آمریکا که پیش از این به هر بهانه‌ای از جمله هرگونه «آزمایش موشکی» توسط ایران از گزینه‌های روی میز سخن می‌گفت و با سکوت دستگاه دیپلماسی گستاخ‌تر می‌شد، اما این‌بار نه در مقابل «آزمایش موشکی» بلکه در مقابل «شلیک موشک در صحنه جنگ واقعی» در پاسخ به سؤالات بیشمار خبرنگاران فقط با گفتن این جمله که «نمی توانم چیزی بگویم»!، مجبور شد به بهانه کمبود وقت، کنفرانس خبری خود را زودتر از موعد خاتمه دهد.

4- سیلی محکم موشکی سپاه نشان دادن مصداق عینی آیه شریفه «واعدوا لهم ماستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم» بود که بر سینه فرزندان ملت در سپاه پاسداران نقش بسته است . نشان دادن این اقتدار موجب شد سخنگوی پنتاگون که قبلا ایران را تهدید به برخورد در سوریه کرده بود در مواضعی از روی ترس تاکید کند «ما در سوریه در پی درگیری با هیچ یک از طرف‌ها نیستیم.»! رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی هم در کنفرانس امنیتی هرتزیلیا نتوانست کتمان کند که «حمله موشکی ایران دارای پیام و نشان دهنده اراده و نفوذ ایران در منطقه است». الون بن دافید و اورهیلر کارشناسان نظامی صهیونیستی و همچنین ایال بن روئوین عضو پارلمان اسرائیل هم که نگران امنیت حیفا و تل آویو بودند، هم به شبکه ده اسرائیل و هم در مقالات خود می‌گویند «موضوع نگران‌کننده در مورد موشک‌های ذوالفقار این است که می‌تواند با دقت ساختمان ستاد مشترک ارتش اسرائیل را هدف قرار دهد و اگر این موشکها به دست حزب الله برسد، داستان متفاوت خواهد بود».

5- خبرگزاری رویترز در گزارشی اعلام کرد «برخی از اعضای مجلس سنای آمریکا روز سه‌شنبه (یک روز بعد از شلیک موشکهای سپاه)از کنگره خواستند اختیار ویژه خود در خصوص ورود این کشور به جنگ سوریه را از رئیس‌جمهور این کشور پس بگیرد». این واکنش سناتورهای آمریکایی به شلیک موشک‌های ذوالفقار نشان می‌دهد زمانی که دستگاه دیپلماسی و اجرایی کشور دچار اختلال شده و از نشان دادن واکنش مناسب در برابر طرح‌ها و فشارهای سنا و کنگره آمریکا علیه ملت ایران ناتوانند، باید عملیات دیرالزور را نمونه عینی آتش به اختیاری دانست که فرزندان ملت در سپاه به حسب وظیفه ذاتی و قانونی خود انجام دادند تا کم کاری و اختلال دستگاه‌های مسئول را جبران کنند.

6- سیلی ایران به آمریکایی‌ها و صهیونیستها و متحدانشان در منطقه از جمله عربستان باردیگر به آنها فهماند فرماندهی کل قوای ایران هر تهدیدی را به زبان بیاورد، عملیاتی می‌شود و در حد شعار باقی نخواهد بود. و صد البته فهمیدند اگر دست از پا خطا کنند، تمام منافع آمریکا در سراسر جهان مورد هدف قرار خواهد گرفت و حیفا و تل آویو با خاک یکسان خواهد شد، چراکه در عمل و به چشم دیدند آنچه که در‌باره‌اش تردید داشتند. اما آمریکایی‌ها باید بدانند و حتما دانستند که این سیلی فقط بخش کوچکی از اقتدار ملت ایران بود. آمریکایی‌ها به خوبی می‌دانند که برد موشک ذوالفقار 700 کیلومتر و دارای کلاهکی با 650 کیلوگرم مواد منفجره است در حالی که برد موشکهای سجیل و شهاب با حمل دو تن مواد منفجره به 2000 تا5000 کیلومتر با قابلیت شلیک ظرف چند دقیقه می‌رسد، و نه تنها سرتاسر فلسطین اشغالی، حتی برخی مناطق اروپا نیز در دسترس این نوع موشک‌ها قرار دارد. لذا بی‌دلیل نیست که ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا قبلا در مصاحبه با شبکه فاکس نیوز تصریح کرده بود «من هرگز درباره اقدام نظامی علیه ایران حرف نمی‌زنم»!. و اکنون بعد از شلیک موشکهای سپاه، کسانی که در خارج از گزینه نظامی و در داخل از سایه جنگ علیه ملت ایران سخن می‌گفتند، به خوبی سخنان دکتر فرانس ژیرس رئیس ‌اتاق جنگ ناتو دراتحادیه اروپا را درک می‌کنند که گفته بود: «در صورت هرگونه اقدام نظامی علیه ایران قدرت پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه با هجوم موشکهای نقطه زن ایران ظرف چند ساعت به نصف کاهش پیدا می‌کندو کل اقتصاد و بورس‌های جهان سقوط نود درصدی خواهد کرد و این اتفاقات با شلیک موشک فقط از دو پایگاه موشکی ایران رخ خواهد داد و صد و ده پایگاه موشکی دیگر ایران اصلا نیاز به عملیاتی شدن ندارد».

7- همه، چه دوست و چه دشمن که باورشان نمی‌شد ایران این توانایی، و مهم‌تر اراده به کارگیری این توان را داشته باشد، متوجه شدند که معادله کاملا تغییر کرده است. به دلیل همین ترس است که کریس مورفی از اعضای کمیته روابط خارجی سنا یک روز بعد از شلیک موشکها،در برنامه نیو دی شبکه تلویزیونی سی ان ان می‌گوید «آمریکا باید درک کند که فقط با بشار اسد مبارزه نمی کند، بلکه علیه ایران باید وارد جنگ شود که شدیداً خطرناک است و به نفع آمریکا نخواهد بود». پایگاه اینترنتی نشنال اینترست هم در گزارشی هرگونه اقدام نظامی آمریکا در سوریه را «دیوانگی محض و اقدامی خطرناک و بزرگ‌ترین تراژدی» ارزیابی می‌کند.

8- جریان دچار ضعف تحلیل داخلی که در دنیای پرآشوب و تهدیدآمیز کنونی ادعا می‌کردند «دنیای فردا، دنیای گفتمان است نه دنیای موشک!» اکنون به خوبی دریافتند که هنوز دنیا، دنیای موشک است و برای تامین امنیت و تحقق صلح و تنش زدایی هم هنوز به موشک نیاز است. تا جایی که قطر بعداز شلیک موشکهای سپاه در پاسخ به پیش شرطهای ریاض برای کاهش تنش‌ها گفته «رابطه با ایران یک مسئله داخلی است و ربطی به عربستان ندارد».لذا جریان لیبرال داخلی که مرعوب قدرت پوشالی آمریکا شده‌اند و معتقد بودند «آمریکا با یک موشک می‌تواند ایران را نابود کند!» باید به خوبی فهمیده باشد که این ایران است که با شلیک چند موشک می‌تواند تمام منافع آمریکا و اروپا در سراسر جهان را تهدید کند.

9- نکته مهم دیگر این است که آمریکایی‌ها فهمیدند نمی‌توانند روی برخی عناصر نفوذی داخلی حساب باز کنند، چون سیاستهای اصلی نظام در جای دیگری اتخاذ و اجرا می‌شود، و به همین دلیل عناصر نفوذی داخلی هم فهمیدند که نمی‌توانند روی آمریکا حسابی باز کنند.

10-آخرین سفیر واشنگتن در دمشق ساعتی پس از شلیک موشکهای سپاه در گفت‌وگو با روزنامه سعودی الشرق الاوسط تصریح کرد: «آمریکایی‌ها بزودی خواهند فهمید که توان نظامی ایستادن مقابل ایران را ندارند و جمهوری اسلامی آمریکایی‌ها را مجبور خواهد کرد که از سوریه عقب‌نشینی کنند؛ همان‌گونه که از بیروت در سال 1983 و از عراق در سال‌های اخیر عقب‌نشینی کردند». فورد درباره نتیجه جنگ سوریه تاکید می‌کند «ترامپ نمی‌داند که بازی تمام شده است و بسیار دیر کرده‌است».

11 - لذا برخی داخلی‌ها نیز به خوبی باید درک کنند که پیام موشک‌های تنش زدای سپاه به خوبی دریافت شده و نیاز نیست سر میز مذاکره با ترس نگران تنش زایی باشند و امید است از این به بعد به پشتوانه اقتدار نیروهای مسلح، قوی‌تر در پای هر میز مذاکره‌ای حاضر شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 7:3  توسط ع.ب  | 

خود بخوان ......

لغو سخنرانی علی مطهری در مشهد

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر ۱۳۹۵ساعت 8:16  توسط ع.ب  | 

مقصر

🌐 همه چيز تقصير دولت قبله، حتي اگر خلافش ثابت بشه...
(آقاي جهانگيري با اين استدلال منطقي و دندان شكن،ناكارآمدي دولت قبل را به اثبات رساند)

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 18:18  توسط ع.ب  | 

کتک‌کاری سیاستمداران  عصبانی!

درگیری نماینده حزب کارگر دوکراتیک کره جنوبی با ماموران امنیتی در جلسه بررسی لایحه تجارت آزاد با امریکا. 2011

درگیری بین نمایندگان حزب پوپولیست راستگرا و حزب کمونیست. 8 آوریل 2014

درگیری بین نمایندگان حزب پوپولیست راستگرا و حزب کمونیست. 8 آوریل 2014

درگیری اعضاء دوحزب عدالت و توسعه و جمهوری خواه مردم در مجلس ترکیه. 2012

درگیری اعضا حزب دموکرات پیشرو و حزب ملی در جلسه پارلمان تایوان. 2010

درگیری در پارلمان اوکراین بر سر اتنخابات شهرداری ها. 2013

درگیری اعضا حزب دموکرات پیشرو و حزب ملی در جلسه پارلمان تایوان. 2010

حمله یک نماینده به معاون سخنگوی مجلس عالی اوکراین. 2011 

درگیری مخالفان سخنگوی پارلمان سومالی با وی در بیرون ساختمان مجلس. 2011

درگیری در اولین روز تشکیل پارلمان جدید در اوکراین. 2012

درگیری نمایندگان بر سر تصویب برنامه اصلاحات اقتصادی در مجلس ایتالیا. 2011

درگیری بر سر تصویب بودجه سالیانه در مجلس هنگ کنگ. 2013

درگیری عضو حزب جمهوری خواه خلق با نماینده حامی دولت در پارلمان ترکیه. 2007

اعتراض نماینده دموکراسی خواه مجلس قانونگذاری هنگ کنگ به سخنرانی یکی از اعضا. 2012

درگیری حامیان و مخالفان یانوکوویچ در پارلمان اوکراین.2013

درگیری حامیان حزب حاکم و مخالفان در صحن پارلمان کره جنوبی. 2009

درگیری اعضا حزب دموکرات پیشرو و حزب ملی در جلسه پارلمان تایوان. 2010

اعتراض نماینده مخالف یانوکوویچ با پاشیدن گندم در صحن پارلمان. 2014

درگیری نماینده اپوزیسیون مجلس بولیوی با مرد ناشناس. 2009

درگیری دو تن از اعضا حذب حاکم و حزب دموکرات پیشرو در مجلس تایوان بر سر تصویب طرح راه اندازی چهارمین نیروگاه هسته ای. 2013

درگیری در مجلس کره جنوبی بر سر تصویب لایحه بودجه. 2010

درگیری در پارلمان اوکراین بر سر تصویب بودجه سالیانه. 2014

درگیری اعضا حزب حاکم و حزب جمهوری خواه خلق ترکیه بر سر تصویب قانون نظارت بر انتصاب قضات و دادستان ها. 2014

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین ۱۳۹۵ساعت 17:17  توسط ع.ب  | 

حرف چه کسی را قبول کنیم

زمان انتشار خبر: جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۸:۲۶

توضیحات صالحی درباره پرکردن راکتور اراک با سیمان

"اینکه آقای کری گفته است که راکتور اراک را پر از سیمان می کنیم درست نیست، بلکه فقط مخزن راکتور باید پر از بتن شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، دکتر علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی در نشست پرسش و پاسخ با نمایندگان مجلس که سه شنبه 6 مردادماه برگزار شد، درباره اظهارات تحقیرآمیز جان کردی درباره قلب راکتور اراک توضیحاتی ارائه کرد.

دکتر صالحی در بخشی از سخنانش با انتقاد از رسانه هایی که با بی اطلاعی سخنان مقامات امریکایی را بازتاب می دهند، درباره اظهارات وزیر امور خارجه امریکا گفت: "آقای کری در کنگره گفته است که وقتی ما وسل یا مخزن راکتور اراک را در می آوریم، آنجا را پر از سیمان می کنیم. اینکه ... (شدنی نیست) اصل قلب راکتور آنجاست، تمام ساختمان و گنبد راکتورآنجاست. این چاله را که مخزن را از آن خارج کرده ایم، سیمان نمی گذاریم، بلکه توی این مخزن را (که میله های سوخت در آن قرار داده می شود) می گوید سیمان بگذار تا مبادا دوباره ببری کار بگذاری.

-------------------- اما اکنون.......

کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی در حاشیه مراسم گرامیداشت شهد علی محمدی در جمع خبرنگاران درباره اظهارات ضد و نقیض اخیر درباره خارج شدن قلب رآکتور اراک اظهار داشت: ظرف روزهای آینده کلندیا رآکتور خارج و در آن سیمان تزریق می‌شود و این موضوع به مخزن اصلی و قلب رآکتور ربطی ندارد.

وی ادامه داد: یکی از کارهای اساسی دیگر در ارتباط با رآکتور اراک این است که ما آنچه که باید تعهد داشته باشیم را انجام دهیم و ظرف چند روز آینده "کلندیا" از رآکتور خارج و به آن سیمان تزریق می‌شود و ما بخشی از کارها شروع کرده آیم اما زمانی آن را به انتها می‌رسانیم که کارهای دیگر را انجام دهیم و خیلی سریع و شدید در حال کار کردن هستیم.

---------------- و  لاف   گزاف

سخنگوی سازمان انرژی اتمی با بیان پیشروی کار در یک مسیر مشخص یادآور شد: البته بحث هایی در کنگره آمریکا بوده و همکاران ما در وزارت خارجه کارهای خوبی را انجام داده‌اند و اگر تخلفی صورت بگیرد و ما بازگشت به عقب داشته باشیم، بازگشت ما با ماشین نسل قدیم نخواهد بود.

کمالوندی در پایان با اشاره به اینکه بین ما و غرب اطمینان وجود ندارد خاطر نشان کرد: چشم‌انداز صنعت هسته‌ای بسیار روشن و رو به جلو است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴ساعت 9:55  توسط ع.ب  | 

جواب منطقی در محیط زیست

«ابتکار» سرانجام فریاد کارمندان خود را هم درآورد/ کارکنان معترض: به داد محیط زیست برس

سوء مدیریت محیط زیست، نادیده گرفتن نظر کارشناسان و مشکلات معیشتی و رفاهی کارکنان و تبعیض فاحش بین مدیران و کارکنان از دلایل برگزاری این تجمع اعتراض آمیز است.
در این تجمع کارکنان با در دست داشتن شعارهایی مانند «مطالبات ما را سیاسی نکنید، به داد کارکنان سازمان برسید، بودجه سازمان کجاست؟، چاپلوسی = ارتقا، ما می‌خواهیم از خط مرگ به خط فقر برسیم، سازمان محیط زیست سیاسی مساوی تخریب جنگل‌های شفارود و اگر بودجه سازمان تا آسمان باشد وضعیت محیط زیست همین است» اعتراض خود را نسبت به سوء مدیریت ابتکار و انجام اقدامات غیرقانونی در این سازمان اعلام کردند.
یک خانم دیپلمه دبیر شورای عالی امنیتی زیستی شده است!
یکی از معترضان با بیان اینکه ابتکار به جای آنکه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست باشد باید وزیر امور خارجه می‌شد، گفت: سازمان حفاظت محیط زیست به هیچ عنوان دغدغه زیست‌محیطی ندارد و از سوی دیگر به وضعیت معیشتی کارکنان نیز رسیدگی نمی‌شود و از افراد غیر متخصص که تنها با آنها از لحاظ سیاسی هم عقیده‌ هستند استفاده می‌شود.
وی ادامه داد: به عنوان مثال، هم‌اکنون یک فرد دیپلمه به عنوان دبیر شورای عالی امنیتی زیستی انتخاب شده است و مجوز استخدام غیر قانونی 240 نفر را نیز گرفته‌اند تا بتوانند تیم‌های سیاسی خود را وارد سازمان کنند.
یکی دیگر از کارکنان معترض سازمان محیط زیست گفت: حداقل یک سال است که بودجه این سازمان صرف کارهای سیاسی و تبلیغاتی می‌شود تا بتوانند نمایندگان خود را به مجلس بفرستند. یکی از افرادی که 20 سال سابقه کار در سازمان محیط زیست را دارد هنوز قراردادی است اما نیروهای جدید که نورچشمی رئیس سازمان هستند پس از ورود به سازمان به سرعت رسمی می‌شوند؛ تبعیض و بی‌عدالتی و سوء مدیریت ابتکار باید توسط مراجع بالاتر بررسی شود.
ابتکار: کارکنان معترض سازمان را ترک کنند!
یکی دیگر از کارمندان معترض با بیان اینکه نزدیک به 6 ماه است هر هفته اعتراض خود را مطرح می‌کنیم، گفت: هر بار که اعتراض می‌کنیم مسئولان حراست با ما برخورد می‌کنند و تهدید به اخراج می‌شویم و رئیس سازمان نیز هیچ اهمیتی به این اعتراض‌ها نمی‌دهد، آخرین بار تا یک مهر فرصت خواستند تا خواسته‌های ما را برآورده کنند اما امروز 4 آبان است و هنوز هیچ خبری نشده است.
وی با اشاره به ناکارآمدی سید محمد مجابی معاونت توسعه مدیریت و امور مجلس سازمان محیط زیست گفت: این شخص در تیم قبلی خانم ابتکار نیز بود و با تمام ناکارآمدی‌هایش دوباره بر سر کار آمده است.
وی افزود: وضعیت مشاوران سازمان به گونه‌ای است که در انتخاب آنها هیچ نشانی از تخصص وجود ندارد و منشی‌های دفاتر سازمان به عنوان مشاوران سازمان منصوب می‌شوند.
وی با انتقاد از ورود افراد غیرمتخصص و فامیل‌بازی در سازمان محیط زیست گفت: کارمندانی با 15 سال سابقه را از پست‌های خود حذف می‌کنند تا فامیل‌هایشان بر سر کار بیایند؛ در این سازمان رفاه کارکنان مدنظر نیست و تنها به نیازهای شخصی خود فکر می‌کنند در حالیکه می‌گویند بودجه‌ای برای پرداخت افزایش حقوق کارکنان سازمان نداریم اما درهای هوشمندی در سازمان نصب شده است که هرکدام 10 میلیون تومان هزینه دارد و در حالی صحبت از کمبود بودجه می‌کنند که پرداختی رفاهی به معاون توسعه مدیریت نه تنها کم نمی‌شود بلکه هر روز بیشتر می‌شود.
مجوز پروژه‌هایی برای تخریب محیط زیست!
یکی دیگر از معترضان گفت: بنده 16 سال سابقه فعالیت در سازمان محیط زیست دارم اما بدون اینکه هیچ تخلفی داشته باشم از پست خود حذف شده و کارمند یک فرد دیپلمه شده‌ام، اینها نشان از وضعیت بد سازمان محیط زیست دارد، چگونه با این وضعیت انتظار داشته باشیم محیط زیست کشورمان از بین نرود.
وی افزود: در حالیکه در جلسات ارزیابی گفته می‌شود مجوزهای غیرقانونی به پروژه‌ها داده نمی‌شود اما چند روز بعد نمی‌دانیم چه اتفاقی می‌افتد که تمام پروژه‌های غیرقانونی مجوز می‌گیرند. به عنوان مثال تمام کارشناسان نظر داده بودند که نباید اجازه اکتشاف در معدن بهرام گور داده شود و در حالیکه رئیس سازمان در همان جلسه گفت که این مجوز صادر نمی‌شود اما چند روز بعد مطلع شدیم که این اتفاق افتاده است.
یکی دیگر از معترضان با بیان اینکه از مسئولان عالی کشور درخواست داریم برای رسیدگی به سوء مدیریت مسئولان این سازمان به مسئول ذی‌ربط هشدار دهند، گفت: عدم رسیدگی به وضعیت حقوقی و معیشتی رفاهی کارکنان،‌ وضعیت نابسامان محیط زیست کشور به دلیل لحاظ نکردن نظارت کارشناسان سازمان در تصمیمات تخصصی و تبعیض در حقوق و مزایای دریافتی مدیران و کارمندان سازمان باعث اعتراض کارکنان شده است.
وی افزود: متاسفانه مجوزهای غیرقانونی در این سازمان داده می شود و ما دیگر نمی‌خواهیم مسئولان بیایند و پاسخ به ما بدهند. چرا که ابتکار رئیس سازمان دو هفته گذشته اتمام حجت کرد و گفت که کارشناسان معترض سازمان را ترک کنند.
وی ادامه داد: تمام 800 نفر کارکنان سازمان محیط زیست معترض هستند اما متاسفانه این کارکنان تهدید به اخراج یا کم شدن حقوق و مزایا می‌شوند به همین دلیل بسیاری از آنها در این تجمع شرکت نکردند. از 6 ماه گذشته تجمع اعتراض آمیز ما آغاز شد و بیانیه ما 21 بند داشت که حتی یک بند آن نیز انجام نشده است.
تعدادی از کارکنان با بیان اینکه 35 درصد افزایش حقوق در احکام آنها ثبت شده است اما در پرداختی‌ها اعمال نمی‌شود، گفتند: بسیاری از کارکنان با حدود 12 سال سابقه تنها یک میلیون و 200 هزار تومان حقوق می‌گیرند که این وضعیت دیگر قابل تحمل نیست و در صورتیکه اعتراض کنیم سریع به پست‌های پایین‌تر منتقل می‌شویم یکی از کارکنان واحد مالی که به این شرایط اعتراض داشت به معاونت دریایی منتقل شد درحالیکه تخصص این فرد چیز دیگری بود.در این سازمان تنها چیزی که مهم نیست تخصص و دغدغه محیط زیست و معاش کارکنان است عده‌ای بر سرکار هستند که تنها به فکر منافع خود و هم عقیده‌های سیاسی شان هستند و از این سمت برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنند.
معاون ابتکار از پنجره محل کارش به تجمع کنندگان نگاه می‌کرد!
در این تجمع کارکنان معترض بنری را که نشان دهنده اعتراض آنها به سوء مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست است امضا کردند.
در حالی این تجمع برگزار شد که هیچ‌کدام از مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست برای پاسخگویی به میان کارکنان نیامدند و معاون توسعه مدیریت محیط زیست تنها از پنجره اتاق محل کار خود به معترضان نگاه می‌کرد و مشاور رسانه‌ای ابتکار نیز در همان زمان وارد سازمان شد و بدون توجه به معترضان از کنار آنها گذشت.
وضعیت معیشتی کارکنان، تفاوت و تبعیض فاحش بین مدیران و کارکنان سازمان و سوء مدیریت پروژه‌های زیست محیطی از جمله مسائلی بود که کارکنان سازمان محیط زیست نسبت به آن اعتراض داشتند.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان ۱۳۹۴ساعت 9:48  توسط ع.ب  | 

سوءمدیریت در دولت تدبیر

برگی از اسناد سوءمدیریت ابتکار فاش شد/ انتصاب سفارشی یک دیپلمه به سمت ریاست

«سرکار خانم دکتر ابتکار، با توجه به اینکه فرد نامبرده با دارا بودن مدرک دیپلم واجد شرایط تصدی در این پست نیست نیازمند دستور حضرتعالی است و...» به این ترتیب، تنها با این سفارش، فرد فاقد صلاحیت تصدی، صاحب پست سازمانی می‌شود!
معصومه ابتکار، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان محیط زیست، علی‌رغم آنکه سالهاست بیشتر از آنکه دغدغه محیط زیست داشته باشد در پوشش محیط زیست، اهداف سیاسی خود را دنبال می‌کند این روزها کار را به جایی رسانده که نه تنها جامعه را از وعده‌های بی‌سرانجامش خسته کرده بلکه با انتصابات و تصمیمات بدون حساب و کتاب، اسباب نارضایتی کارمندان سازمان متبوع خود را هم فراهم کرده است. نارضایتی که موجب دو تجمع اعتراضی کارکنان این سازمان طی 6 ماه اخیر شد.
یکی از موارد این سوء مدیریت‌ها انتصاب سفارشی یک فرد دیپلمه در پست رئیس گروه شورایعالی محیط زیست و ایمنی زیستی است.
ماجرا از این قرار است که فریبا لاهوتی، مدیر کل دفتر ریاست سازمان محیط زیست خطاب به ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست می‌نویسد:
«خانم زهرا فتحعلیان نیروی پیمانی شاغل در این دفتر دارای 18 سال سابقه کار در حوزه‌های مختلف اداری بوده و در حال حاضر به استناد ابلاغ شماره 93/11426 مورخ 93/3/17 تحت عنوان کارشناس پیگیری در حوزه ریاست فعالیت می‌نمایند، با عنایت به خدمات شایسته ایشان، در نظر است نامبرده را در پست رئیس شورای عالی محیط زیست و ایمنی زیستی این دفتر منصوب نمایند، با توجه به اینکه نامبرده با دارا بودن مدرک تحصیلی دیپلم واجد شرایط تصدی در پست مورد نظر نمی‌باشد و امکان این امر نیازمند دستور حضرتعالی می‌باشد لذا خواهشمند است در صورت صلاحدید و امکان نسبت به موضوع اوامر مقتضی را صادر فرمائید.»
 
 
این نامه را اول مهر 93 مدیر کل دفتر ریاست سازمان محیط زیست نوشته است و نکته قابل تأمل در این نامه تصریح بر نداشتن شرایط تصدی در این پست است اما تنها 6 ماه کافی است تا حکم جدید وی در تاریخ 94/1/1 صادر و ماه بعد از آن ابلاغ شود.
در تاریخ 1394/2/16 حکم انتصاب این خانمِ سفارش شده، ابلاغ می‌شود. در این ابلاغیه آمده است:
«نظر به پیشنهاد مشاور و مدیر کل محترم دفتر ریاست و دبیرخانه شورایعالی محیط زیست و موافقت ریاست محترم سازمان در هامش نامه شماره 93/29023 مورخ 93/7/1 به موجب این ابلاغ از تاریخ 94/1/1 به پست سازمانی رئیس گروه شورایعالی محیط زیست و ایمنی زیستی در حوزه ریاست و دبیرخانه شورایعالی محیط زیست منصوب می‌شوید و ...»
 
 
و به این ترتیب رئیس گروه شورایعالی محیط زیست و ایمنی زیستی پیشین که دارای مدرک فوق لیسانس در رشته جغرافیا و برنامه ریزی روستایی بوده، برکنار شده و یک خانم دیپلمه جایگزین می‌شود!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان ۱۳۹۴ساعت 9:46  توسط ع.ب  | 

با تامل بخوانید ونظر دهید

سیاستهای کلی برنامه ششم توسعه دارای 80 بند و شامل سرفصلهای امور: «اقتصادی»، «فناوری اطلاعات و ارتباطات»، «اجتماعی»، «دفاعی و امنیتی»، «سیاست خارجی»، «حقوقی و قضایی»، «فرهنگی» و «علم، فناوری و نوآوری» است. 
متن ابلاغیه رهبر معظم انقلاب اسلامی به رئیس جمهور که همزمان برای مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال شده، به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي دكتر روحاني رئيس جمهور محترم
 
با سلام و تحيت،
اينك كه در آستانه‌ي ماه‌هاي آغازين دهه دوّم چشم‌انداز 20 ساله‌ي كشور قرار داريم، سياست‌هاي
كلي برنامه پنج‌ساله ششم توسعه ابلاغ مي‌گردد.

اين مجموعه پس از بررسي‌هاي فراوان و مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام و بر پايه‌ي محورهاي سه‌گانه‌ي «اقتصاد مقاومتي»، «پيشتازي در عرصه‌ي علم و فناوري» و «تعالي و مقاوم‌سازي فرهنگي» تنظيم
شده است.

اتكاء بر توانايي‌هاي انساني و طبيعي و امكانات داخلي و فرصت‌هاي وسيع برآمده از زيرساخت‌هاي موجود در كشور و بهره‌گيري از مديريت جهادي و روحيه‌ي انقلابي و تكيه بر اولويت‌هاي اساسي آمده در سياست‌هاي كلي: «اصل 44»، «اقتصاد مقاومتي»، «علم و فناوري»، «نظام اداري» و «جمعيّت» و از همه بالاتر توكل به قدرت لايزال الهي مي تواند ما را به رغم تمايل و اراده دشمنان عنود، با تحقق اهداف برنامه ششم در ارائه‌ي الگويي برآمده از تفكر اسلامي در زمينه‌ي پيشرفت، كه بكلّي مستقل از نظام سرمايه‌داري جهاني است، ياري رساند.
در تدوين اين سياست‌ها تلاش شده است با در نظر گرفتن واقعيت‌هاي موجود در صحنه‌ي داخلي و خارجي، مجموعه‌اي به عنوان سياست‌هاي كلي كه مبناي تنظيم قانون پنج‌ساله‌ي ششم خواهد بود، تعيين شود
كه در يك دوره‌ي پنج‌ساله كاملاً دست يافتني باشد.

مراقبت و دقّت نظر جناب عالي و ساير مسؤولان در قواي سه‌گانه و نظارت مجمع تشخيص مصلحت نظام، اطمينان لازم را براي حُسن اجراي اين سياست‌ها در مراحل تنظيم و اجراي برنامه، تأمين خواهد كرد.

لازم است قدرداني خود را از تلاش‌هاي مجمع تشخيص مصلحت نظام، هيأت دولت، دبيرخانه‌ي مجمع و كارشناسان فعال و همكار در اين مجموعه‌ها و ساير دست‌اندركارانِ تنظيم و تدوين اين سياست‌ها در روند جديد، ابراز دارم.

نسخه‌اي از اين سياست‌ها همزمان براي مجلس شوراي اسلامي و مجمع تشخيص مصلحت نظام ارسال مي‌گردد.

سيّدعلي خامنه‌اي
9/ تیر ماه/ 1394
 
بسم الله الرحمن الرحيم

سياست‌هاي كلي برنامه ششم توسعه

- امور اقتصادي

1-    رشد اقتصادي شتابان و پايدار و اشتغال‌زا به گونه‌اي كه با بسيج همه امكانات و ظرفيت‌هاي كشور، متوسط رشد 8 درصد در طول برنامه محقق شود.

2-    بهبود مستمر فضاي كسب و كار و تقويت ساختار رقابتي و رقابت‌پذيري بازارها.

3-   مشاركت و بهره‌گيري مناسب از ظرفيت نهادهاي عمومي غيردولتي با ايفاي نقش ملي و
فراملي آنها در تحقق اقتصاد مقاومتي.

4-    توسعه پیوندهای اقتصادی و تجاری متقابل و شبکه‌ای کشور بويژه با كشورهاي منطقه آسياي جنوب غربي، تبدیل شدن به قطب تجاری و ترانزیتی و انعقاد پيمان‌هاي پولي دو و چند جانبه با كشورهاي طرف تجارت در چارچوب بندهاي 10، 11 و 12 سیاست‌های كلي اقتصاد مقاومتی.

5-    گسترش و تعميق نظام جامع تأمین مالی و ابزارهای آن (بازار پول، بازار سرمایه و بيمه‌ها) با مشارکت اشخاص حقیقی و حقوقی داخلی و خارجی و افزايش سهم مؤثر بازار سرمايه در جهت توسعه سرمايه‌گذاري و ثبات و پايداري و كاهش خطرپذيري فعاليت‌هاي تجاري و اقتصادي كشور با تأكيد بر ارتقاء شفافيت و سلامت نظام مالي.

6-    تأمین مالی فعالیت‌های خرد و متوسط به وسیله نظام بانکی.

7-    ارتقاء كيفي و كمّي نظام جامع صنعت بيمه و ابزارهاي آن (بازارهاي رقابتي، بيمه‌ اتكايي و...) با مشاركت اشخاص حقيقي و حقوقي داخلي و خارجي به منظور توسعه سرمايه‌گذاري و ثبات و پايداري و كاهش خطرپذيري فعاليت‌هاي تجاري و اقتصادي كشور.

8-    جذب سرمايه ايرانيان خارج از كشور و سرمايه‌گذاران خارجي با ايجاد انگيزه و مشوق‌هاي لازم.

9-   اعمال نظارت كامل و فراگير بانك مركزي بر بازار و مؤسسات پولي، بانكي و اعتباري و ساماندهي مؤسسات و بازارهاي غيرمتشكل پولي و مالي در جهت ارتقاء شفافيت و سلامت و كاهش نسبتِ مطالبات غيرجاري به تسهيلات.

10-    تغيير نگاه به نفت و گاز و درآمدهاي حاصل از آن، از منبع تأمين بودجه عمومي به «منابع و سرمايه‌هاي زاينده اقتصادي» و دائمي شدن اساسنامه صندوق توسعه ملي با تنفيذ اساسنامه موجود و واريز سالانه 30 درصد از منابع حاصل از صادرات نفت و ميعانات گازي و خالص صادرات گاز به صندوق توسعه ملي و افزايش حداقل 2 واحد درصد ساليانه به آن.

1-10- استقلال مديريت حساب‌ها از بانك مركزي.
2-10- ارائه تسهيلات از منابع صندوق توسعه ملي به بخش‌هاي غيردولتي به صورت ارزي.
3-10- استقلال مصارف صندوق توسعه ملي از تكاليف بودجه‌اي و قوانين عادي.
4-10- سپرده‌گذاري ارزي حداكثر 20 درصد از منابع ورودي صندوق، نزد بانك‌هاي عامل در قبال اخذ خط اعتباري ريالي از بانك‌هاي مذكور براي ارائه تسهيلات ريالي به بخش كشاورزي، صنايع كوچك و متوسط و تعاوني با
معرفي صندوق توسعه ملي.

11-    تكميل زنجيره ارزش صنعت نفت و گاز و كاهش شدت انرژي.

12-    حمايت از تأسيس شركت‌هاي غيردولتي براي سرمايه‌گذاري در فعاليت‌هاي اكتشاف (نه مالكيت)، بهره‌برداري و توسعه ميادين نفت و گاز كشور بويژه ميادين مشترك در چارچوب سیاستهای کلی اصل 44.

13-    افزايش سهم انرژي‌هاي تجديدپذير و نوين و گسترش نيروگاه‌هاي پراكنده و كوچك مقياس.

14-    تحقق كامل هدفمندسازي يارانه‌ها در جهت افزايش توليد، اشتغال و بهره‌وري، كاهش شدت انرژي
و ارتقاء شاخص‌هاي عدالت اجتماعي.

15-    واگذاري طرح‌هاي جمع‌آوري، مهار، كنترل و بهره‌برداري از گازهاي همراه توليد در كليه ميادين نفت و تأسيسات صنعت نفت به مردم.

16-    افزايش ارزش افزوده از طريق تكميل زنجيره ارزش صنعت نفت و گاز و توسعه توليد كالاهاي داراي بازدهي بهينه (براساس شاخص شدت مصرف انرژي).

17-    دانش بنيان نمودن صنايع بالادستي و پايين‌دستي نفت و گاز با تأسيس و تقويت شركت‌هاي دانش‌بنيان براي طراحي، مهندسي، ساخت، نصب تجهيزات و انتقال فناوري به منظور افزايش خودكفايي.

18-    افزايش مستمر ضريب بازيافت و برداشت نهايي از مخازن و چاه‌هاي نفت و گاز.

19-    تقسيم كار و تعيين نقش ملي در مناطق، استان‌ها، نواحی و سواحل و جزایر کشور با رعايت الزامات آن در چارچوب سیاست‌های کلیِ مربوط، به منظور افزایش تولید ثروت ملی و حمايت دولت از سرمايه‌گذاري در مناطق كمتر توسعه يافته و روستايي.

20-    اتخاذ برنامه‌ها و اقدامات اجرايي جهت توسعه روستايي كشور براي تثبيت جمعيت و تشويق مهاجرت به مناطق روستايي و عشايري (كانون توليد و ارزش آفريني) با برنامه‌ريزي و مديريت بهينه در سطح ملي، منطقه‌اي و محلي، تعيين سهم واقعي در توزيع منابع و ارتقاء شأن و منزلت اجتماعي، ايجاد فرصت‌هاي جديد اقتصادي و حمايت‌هاي ويژه از فعاليت‌هاي كارآفريني و اشتغال‌زايي مزيت‌دار بومي و مقاوم‌سازي تأسيسات و زيرساخت‌ها و اماكن روستايي با تأكيد بر بند9 سياست‌هاي كلي كشاورزي.

21-    توسعه اقتصاد دریایی جنوب کشور در محور چابهار – خرمشهر با تأكيد بر سواحل مكران.

22-    برنامه‌ريزي براي دستيابي به ضريب جيني 43/0.

23-    توسعه بازارهاي دريايي و ايجاد مناطق مهم اقتصادي در زمينه‌هاي داراي مزيت.

24-    اولويتِ ‌بخشِ ريلي در توسعه حمل و نقل و ايجاد مزيت رقابتي براي آن.

25-    توسعه حمل و نقل ريلي باري با اولويت تجهيز شبكه و پايانه‌هاي باري و اتصال شبكه به مراكز بزرگ اقتصادي، تجاري و صنعتي و مبادي ورودي و خروجي مهم كشور و شبكه‌هاي ريلي منطقه‌اي و جهاني
بويژه كريدور شمال – جنوب با هدف توسعه صادرات و ترانزيت بار.

26-   افزايش نرخ رشد ارزش افزوده بخش‌هاي صنعت، معدن و صنايع معدني و افزايش صادرات محصولات آن با اجراي سياست‌هاي كلي صنعت و معدن.

27-    دانش‌بنيان نمودن شيوه توليد و محصولات صنعتي و خدمات وابسته به آن، نشان‌سازي تجاري و تقويت حضور در بازارهاي منطقه و جهان.

28-    اولويت دادن به حوزه‌هاي راهبردي صنعتي (از قبيل صنايع نفت، گاز، پتروشيمي، حمل ونقل، مواد پيشرفته، ساختمان، فناوري اطلاعات و ارتباطات، هوافضا، دريا، آب و كشاورزي) و افزايش ضريب نفوذ فناوري‌هاي پيشرفته در آنها.

29-    اولويت دادن به تأمين مواد مورد نياز صنايع داخلي كشور با تأكيد بر تكميل ظرفيت زنجيره ارزش افزوده مواد معدني و اجراي بند 3 سياست‌هاي كلي معدن.

30-    تدوين و اجراي سند جامع و نقشه راه تحول نظام استانداردسازي كشور و مديريت كيفيت.

31-    استقرار نظام جامع و كارآمد آمار و اطلاعات كشور.

- امور فناوري اطلاعات و ارتباطات

32-    كسب جايگاه برتر منطقه در توسعه دولت الكترونيك در بستر شبكه ملي اطلاعات.

33-    توسعه محتوي در فضاي مجازي براساس نقشه مهندسي فرهنگي كشور تا حداقل پنج برابر وضعيت
كنوني و بومي‌سازي شبكه‌هاي اجتماعي.

34-    ايجاد، تكميل و توسعه شبكه ملي اطلاعات و تأمين امنيت آن، تسلط بر دروازه‌هاي ورودي و خروجي فضاي مجازي و پالايش هوشمند آن و ساماندهي، احراز هويت و تحول در شاخص ترافيكي شبكه به طوري كه 50 درصد آن داخلي باشد.

35-    بهره‌گيري از موقعيت ممتاز كشور با هدف تبديل ايران به مركز تبادلات پستي و ترافيكي ارتباطات و اطلاعات منطقه و گسترش حضور در بازارهاي بين‌المللي.

36-    حضور مؤثر و هدفمند در تعاملات بين‌المللي فضاي مجازي.

37-    افزايش سهم سرمايه‌گذاري زيرساختي در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات تا رسيدن به سطح كشورهاي برتر منطقه.

38-    توسعه فناوري فضايي با طراحي، ساخت، آزمون، پرتاب و بهره‌برداري از سامانه‌هاي فضايي و حفظ و
بهره‌برداري حداكثري از نقاط مداري كشور.

- امور اجتماعي

39-   ارتقاء سلامت اداري و اقتصادي و مبارزه با فساد در اين عرصه با تدوين راهبرد ملي مبارزه با فساد و تصويب قوانين مربوط.

40-    استقرار نظام جامع، يكپارچه، شفاف، كارآمد و چند لايه تأمين اجتماعي كشور.

41-    توانمند‌سازي و خوداتكائي اقشار و گروه‌هاي محروم در برنامه‌هاي مربوط به رفاه و تأمين اجتماعي.


42-    ارتقاء كيفيت و اصلاح ساختار بيمه‌هاي تأمين اجتماعي پايه (شامل بيمه درمان، بازنشستگي، ازكارافتادگي و...) براي آحاد مردم.

43-    اجراي سياست‌هاي كلي سلامت با تصويب قوانين و مقررات لازم با تأكيد بر:

1-43- تهيه پيوست سلامت براي قوانين مرتبط و طرح‌هاي كلان توسعه‌اي.
2-43- اصلاح ساختار نظام سلامت براساس بند7 سياست‌هاي كلي سلامت.
3-43- تأمين منابع مالي پايدار براي بخش سلامت و توسعه كمي و كيفي بيمه‌هاي سلامت.
4-43- افزايش و بهبود كيفيت و ايمني خدمات و مراقبت‌هاي جامع و يكپارچه سلامت در قالب شبكه بهداشتي
و درماني منطبق بر نظام سطح‌بندي و ارجاع.

44-    توسعه تربیت بدنی و ورزش همگانی.

45-    فرهنگ‌سازي و ايجاد زمينه‌ها و ترتيبات لازم براي تحقق سياست‌هاي كلي جمعيت.

46-    تقويت نهاد خانواده و جايگاه زن در آن و استيفاي حقوق شرعي و قانوني بانوان در همه عرصه‌ها‌ و توجه ويژه به نقش سازنده
آنان.

47-    اولويت دادن به ايثارگران انقلاب اسلامي در تسهيلات مالي و فرصت‌ها و امكانات و مسؤوليت‌هاي دولتي در صحنه‌هاي مختلف فرهنگي و اقتصادي.


48-    هويت‌بخشي به سيماي شهر و روستا و بازآفريني و روزآمدسازي معماري اسلامي – ايراني.

49-    سامان‌بخشي مناطق حاشيه‌نشين و پيشگيري و كنترل ناهنجاري‌هاي عمومي ناشي از آن.

50-    توسعه پایدار صنعت ایرانگردی به گونه‌ای که ايرانگردهاي خارجي تا پايان برنامه ششم به حداقل پنج برابر افزایش یابد.

51-    حمايت از صنايع دستي و صيانت از ميراث فرهنگي كشور.

- امور دفاعی و امنيتي

52-    افزايش توان دفاعي در تراز قدرت منطقه‌اي در جهت تأمين منافع و امنيت ملي با تخصيص حداقل 5 درصد بودجه عمومي كشور براي بنيه دفاعي.

53-    ارتقاء توان بازدارندگي كشور با:

1-53- توسعه توان موشكي و فناوري‌ها و ظرفيت توليد سلاح‌ها و تجهيزات عمده دفاعي برترساز با توان بازدارندگي و متناسب با انواع تهديدات.
2-53- گسترش هوشمندانه و مصون‌سازي پدافند غيرعامل با اجراي كامل پدافند غيرعامل در مراكز حياتي و حساس كشور.
3-53- افزايش ظرفيت‌هاي قدرت نرم و دفاع سايبري و تأمين پدافند و امنيت سايبري براي زيرساخت‌هاي
كشور درچارچوب سياست‌هاي كلي مصوب.

54-    تقويت كمي و كيفي بسيج مستضعفان.

55-    تأمين امنيت پايدار مناطق مرزي با انسداد كامل نرم‌افزاري و سخت‌افزاري، توسعه و تقويت يگان‌هاي مرزباني، مشاركت‌دهي مرزنشينان در طرح‌هاي امنيتي، توسعه فعاليت‌هاي اطلاعاتي و تقويت ديپلماسي مرزي.

56-   برنامه‌ريزي براي كاهش جرم و جنايت با هدف كاهش 10 درصدي سالانه مصاديق مهم آن.

57-    مبارزه همه جانبه با مواد مخدر و روانگردان‌ها در چارچوب سياست‌هاي
كلي ابلاغي و مديريت مصرف با هدف كاهش 25 درصدي اعتياد تا پايان برنامه.

58-    پيشگيري و مقابله با قاچاق كالا و ارز از مبادي ورودي تا محل عرضه آن در بازار.

- امور سیاست خارجی

59-    حفظ و افزودن بر دستاوردهاي سياسي جمهوري اسلامي در منطقه آسياي جنوب غربي.

60-    اولويت دادن به ديپلماسي اقتصادي با هدف توسعه سرمايه‌گذاري خارجي، ورود به بازارهاي جهاني
و دستيابي به فناوري براي تحقق اهداف اقتصاد مقاومتي و سند چشم‌انداز.

61-    توسعه كمّي و كيفي رسانه‌هاي فرامرزي با زبان‌هاي رايج بين‌المللي.

62-    ايجاد زمينه‌هاي لازم در جهت جلب سرمايه و توان علمي و تخصصي ايرانيان خارج از كشور در توسعه ملي و تأثير بر سياست‌هاي نظام سلطه در دفاع از منافع ملي.

63-    بهره‌گیری حداکثری از روش‌ها و ابزارهای دیپلماسی نوین و عمومی.

- امور حقوقي و قضايي

64-    بازنگري در قوانين جزايي به منظور كاستن از محكوميت به حبس و تبديل آن به مجازات‌هاي ديگر و متناسب‌سازي مجازات‌ها با جرايم.

65-    بهبود بخشيدن به وضعيت زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها.

66-    حمايت قضائي مؤثر در تضمين حقوق مالكيت و استحكام قراردادها به منظور توسعه سرمايه‌گذاري بخش خصوصي و سرمايه‌گذاري خارجي.

67-    توسعه ثبت رسمي اسناد و املاك و مالكيت‌هاي معنوي و ثبت رسمي مالكيت‌هاي دولت و مردم بر املاك و اراضي كشور در نظام كاداستر و گسترش فناوري‌هاي نوين در ارائه خدمات ثبتي.


- امور فرهنگي

68-    تلاش شايسته براي تبيين ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس و دستاوردهاي جمهوري اسلامي.

69-    ارائه و ترويج سبك زندگي اسلامي – ايراني و فرهنگ‌سازي درباره اصلاح الگوي مصرف و سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي.

70-    اجراي نقشه مهندسي فرهنگي كشور و تهيه پيوست فرهنگي براي طرح‌هاي مهم.

71-    حمايت مادي و معنوي از هنرمندان، نوآوران، محققان و توليدكنندگان آثار و محصولات فرهنگي و هنريِ مقوّم اخلاق، فرهنگ و هويت اسلامي – ايراني.

72-    حضور مؤثر نهادهاي فرهنگي دولتي و مردمي در فضاي مجازي به منظور توسعه و ترويج فرهنگ، مفاهيم و هويت اسلامي - ايراني و مقابله با تهديدات.

73-    توجه ويژه به توسعه و تجلي مفاهيم، نمادها و شاخص‌هاي هويت اسلامي – ايراني در ساختارهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور.

- امور علم، فناوري و نوآوري

74-    دستيابي به رتبه اول منطقه در علم و فناوري و تثبيت آن با اهتمام به تحقق سياست‌هاي كلي علم و
فناوري.

75-    اجراي سند تحول بنيادين آموزش و پرورش و تأكيد بر دوران تحصيلي كودكي و نوجواني.

76-    افزايش سهم آموزش‌هاي مهارتي در نظام آموزشي كشور.

77-    توسعه علوم پايه و تحقيقات بنيادي، نظريه‌پردازي و نوآوري در چارچوب سياست‌هاي كلي علم و فناوري و نقشه جامع علمي كشور.
1-77- ساماندهي نظام ملي آمار و اطلاعات علمي، پژوهشي و فناوري جامع و كارآمد.
2-77- تحول و ارتقاء علوم انساني بويژه تعميق شناخت معارف ديني و مباني انقلاب اسلامي.

78- تنظيم رابطه متقابل تحصيل با اشتغال و متناسب‌سازي سطوح و رشته‌هاي تحصيلي با نقشه جامع علمي كشور و نيازهاي توليد و اشتغال.

79-   گسترش همكاري و تعامل فعال، سازنده و الهام‌بخش در حوزه علم و فناوري با ساير كشورها و مراكز علمي و فني معتبر منطقه‌اي و جهاني بويژه جهان اسلام و توسعه تجارت و صادرات محصولات دانش‌بنيان.

80-   توسعه و ساماندهي نظام ملي نوآوري و حمايت از پژوهش‌هاي مسأله‌محور و تجاري‌سازي پژوهش و نوآوري، و توسعه نظام جامع تأمين مالي در جهت پاسخ به نياز اقتصاد دانش‌بنيان.

به نظر شما تاچه حد مسولان در  احقاق این امر تلاش کرده وخواهندکرد؟؟   نظردهید....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:32  توسط ع.ب  | 

راستی پیگیری هست!

یک منبع آگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا گفت: پرونده اعلام جرم دادستانی تهران علیه آقای مطهری به شعبه چهارم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه ارجاع شده است.
گفتنی است روز گذشته در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی، علی مطهری، نماینده تهران در مجلس در نطق میان دستور خود، پس از آنکه به سالگرد راهپیمایی نه دی 88 اشاره کرد و راهپیمایی همزمان هواداران کاندیدای برگزیده و معترضان به نتیجه انتخابات را نشانه دفاع مردم از اصل نظام خواند، با گلایه به حل نشده باقی ماندن فتنه 88 پس از چهارسال، تنها راه پایان دادن به آن را محاکمه علنی و همزمان موسوی، کروبی و احمدی‌نژاد دانست.
مطهری هم احتمالا دل درد داشته؟ نه غلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ساعت 8:8  توسط ع.ب  | 

در افغانستان چه می گذرد....

پس از وقوع 11 سپتامبر و حمله‌ی آمریکا به افغانستان و عراق، یکی از مسایلی که باعث خشم و تنفر جهانیان نسبت به دولت‌مردان آمریکایی شده است، رفتارهای غیرانسانی و وحشیانه با زندانیان بازداشتگاه‌های آشکار و مخفی مانند: «گوانتانامو، ابوغریب، بگرام و ...» می‌باشد. چند وقت پیش بالاخره پس از مدت‌ها، «سازمان دیده بان حقوق بشر»[1] در گزارش نه چندان جامع خود از دولت باراک اوباما خواست تا تحقیقات جنایی را درباره‌ی شکنجه‌ی بازداشت شدگان در دوران ریاست جمهوری «جورج دبلیو بوش» آغاز نماید.
طبق این گزارش، که در 107 صفحه تنظیم شده است، متهمان اصلی شکنجه‌ی بازداشت شدگان افزون بر «جورج بوش»، «دیک چنی»(معاون رییس جمهور)، «دونالد رامسفلد»(وزیر دفاع) و «جورج تنت»(رییس وقت سازمان سیا) می‌باشند. براساس این گزارش نقش دیگر سیاست‌مداران آمریکایی نظیر «کاندولیزا رایس» (وزیر امور خارجه)، «جان اشکرافت» (وزیر دادگستری) و هم‌چنین وکلای دولت سابق در مستدل ساختن استفاده از شکنجه باید مورد بررسی قرار بگیرد.در این گزارش از دیک چنی به عنوان عامل اصلی اجرای دستگیری‌های غیر‌قانونی و شکنجه نام برده شده ‌است. از رامسفلد به عنوان فردی یاد شده که ‌روش‌های بازجویی غیر‌قانونی را به تصویب رسانده‌است. جورج تنت، رییس اسبق سازمان سیا هم بر استفاده از روش شکنجه‌ی «خفگی مصنوعی»[2] نظارت داشته ‌است. (در روش خفگی مصنوعی، زندانی را خوابانیده و بر روی بینی و دهان وی مرتب آب می‌ریزند. بدین ترتیب زندانی بر اثر قطع تنفس و ورود آب به درون شش‌ها دچار خفگی شده و تا آستانه‌ی مرگ پیش می‌رود ولی پس از چند لحظه وی را مجدد بازیافت کرده و برای تکرار همین برنامه آماده می‌سازند.)
این اقدام‌ها در زندان‌های گوانتانامو، ابوغریب، بگرام (معروف به گوانتاناموی اوباما) و ... توسط نظامیان و مأموران امنیّتی آمریکا روزانه صورت گرفته که انتشار عکس‌های یادگاری شکنجه گران آمریکایی با قربانیان سبب انزجار افکار عمومی جهان از دولت‌مردان آمریکایی شده بود تا جایی که «باراک اوباما» دستور منع انتشار این تصاویر را صادر نمود.
ادامه ‌و گسترش شکنجه‌ها در زمان اوباما
در گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر از دولت باراک اوباما انتقاد و گفته شده است که وی به تعهدهای آمریکا در اجرای معاهده‌ی منع شکنجه عمل نکرده ‌است. موضوع جالب این می‌باشد که خود باراک اوباما پس از رسیدن به ریاست جمهوری، در اقدامی تبلیغاتی و برای بازگرداندن حیثیّت از دست رفته‌ی آمریکا در زمینه‌ی نقض مکرر حقوق بشر، فرمان تعطیلی بازداشتگاه گوانتانامو را امضا و تعهد کرد ظرف یک سال این بازداشتگاه را تعطیل کند که البته این امر تاکنون محقق نشده است.
از شگفتی‌های گزارش این است که به دولت اوباما که خود متهم به ادامه‌ی جنگ، گسترش زندان‌های مخفی، تداوم شیوه‌های شکنجه و قتل می‌باشد، مأموریت داده شده تا راجع به شکنجه‌های زمان بوش تحقیق نماید! در واقع هر دو حزب ایالات متحده در استفاده از هرگونه شیوه‌ی غیرانسانی برای پیشبرد اهداف خود در جنگ اتفاق نظر دارند. تفاوت سیاست اوباما در مقایسه با جورج دبلیو بوش تنها در سخنرانی‌های اوباماست. بوش در حرف و عمل به طور دایم بر طبل جنگ افروزی، تهاجم و شکنجه می‌کوبید در حالی‌که اوباما مرتب از صلح، پایان جنگ و شکنجه سخن می‌گوید ولی در عمل همانند بوش عمل می‌کند.
نکته‌ی مهم، سازمان یافته بودن آزار، اذیّت و شکنجه‌ی زندانیان هم در زمان بوش و هم در زمان اوباما می‌باشد. به عبارتی بهتر، دستورها از رأس ساختار فرماندهی (کاخ سفید) صادر می‌شوند. از دید دولت‌مردان آمریکا تمامی اقدام‌های سیا و شکنجه‌های اعمال شده به عنوان روش‌های مجاز برای اعتراف‌گیری از زندانیان خطرناک قلمداد شده و قانونی معرفی می‌شوند و در واقع سازمان سیا با شکنجه هیچ‌گونه کار غیرقانونی و غیرمجاز انجام نداده است. در دولت باراک اوباما، افزون بر خود او به عنوان نفر اصلی کابینه، «لئون پانتا»، «دیوید هاول پترائوس» و «اریک هولدر» عاملان اصلی ادامه‌ی شکنجه و تعدی به زندانیان می‌باشند.
پانتا، رییس سابق سازمان سیا و وزیر دفاع کنونی، در زمانی که ریاست سازمان سیا را بر عهده داشت، مسایل حقوقی و بشر دوستانه را به صورت آشکاری نادیده می‌گرفت و به عنوان رییس سازمان سیا در کشتن تعداد زیادی از افراد بی‌گناه، مسؤول می‌باشد. پانتا بعد از مرگ «اسامه بن لادن» در مصاحبه‌ای با شبکه‌ی «ان.بی.‌سی» گفت: «آمریکا با استفاده از تکنیک‌های بازجویی پیشرفته از جمله خفگی مصنوعی توانست از زندانیان گوانتانامو اطلاعات جمع آوری کند و عملیاتی ترتیب دهد که به کشته شدن رهبر القاعده بیانجامد.» او در ابتدای تصدی پست ریاست سازمان سیا نیز اعلام کرده بود که دولت اوباما افسران سازمان سیا را که در بازجویی‌ها و تحقیقات تند همراه با شکنجه شرکت کرده بودند، مورد پی‌گرد قرار نخواهد داد.
پانتا طراح اصلی استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین مجهز به موشک‌های لیزری «هلفایر» برای مقابله با القاعده و طالبان می‌باشد که افزون بر کشتن اعضای القاعده بسیاری از مردم بی‌گناه نیز کشته می‌شوند. روزنامه‌ی «دان»[3]، روزنامه‌ی انگلیسی زبان چاپ پاکستان، درگزارشی می‌نویسد که در سال 2009 (بین 1 ژانویه تا 31 دسامبر) 44 بار هواپیماهای بدون سرنشین سیا مناطق قبیله‌ای پاکستان را مورد حمله قرار داده‌اند، در جریان این حملات تنها پنج بار موفق شدند به اهداف واقعی ضربه بزنند که به کشتن پنج نفر از اعضای القاعده و رهبران طالبان منجر شده بود. در این حملات بیش از 700 نفر از افراد غیر نظامی بی‌گناه کشته شده‌اند، یعنی در واقع برای کشتن هر نفر از اعضای القاعده و طالبان به وسیله‌ی هواپیمای بدون سرنشین، 140 غیرنظامی بی‌گناه کشته شده است.
تحلیل‌گران بر این اعتقاد می‌باشند که به طور حتم با ورود پانتا به وزارت دفاع استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در مأموریت‌های جاسوسی، نظامی و قتل مخالفین رشد بسیار قابل توجهی پیدا خواهد کرد. در واقع دولت اوباما یک سیستم اعدام فرا قضایی بنیان نهاده است که در آن مخالفان سیاسی آمریکا و نیروهای مظنون به ارتباط با القاعده توسط سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا شناسایی شده و توسط هواپیماهای بدون سرنشین در جاهایی دور از میدان نبرد ترور می‌شوند. ادامه‌ی حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی باعث افزایش تلفات افراد غیرنظامی می‌شود که مصداقی از نقض حقوق بشر است. استفاده از این نوع هواپیماها باعث نجات جان نیروهای آمریکایی می‌شود و باعث می‌گردد تا از فشار افکار عمومی ناشی از کشتن سربازان آمریکایی که ادامه‌ی اشغال نظامی را با مشکل مواجه می‌نماید، رهایی یابند.
«دیوید هاول پترائوس»، رییس جدید سیا و فرمانده‌ی سابق نیروهای ائتلاف در افغانستان، عامل دیگر ادامه‌ی سیاست‌های شکنجه در زمان باراک اوباما می‌باشد. به نظر پترائوس بازجویی‌های سازمان سیا گرچه سخت، دشوار و گاهی تحمیلی می‌باشد اما ایالات متحده برای چنین نوع عملکردی کاملاً محق می‌باشد! به عقیده‌ی پترائوس ایالات متحده در استفاده از تکنیک‌های خاص بازجویی زمانی که زندانی از دادن اطلاعات خودداری می‌نماید کاملاً اختیار دارد. افزایش 30 هزار نیروی آمریکایی در افغانستان از سوی باراک اوباما در زمان فرماندهی ژنرال پترائوس به مرحله‌ی اجرا درآمد. افزون بر این، در زمان مأموریت پترائوسدر افغانستان، افزایش تلفات غیرنظامیان در عملیات هوایی یکی از موارد جنجالی بود.

بنا به گفته‌ی «رابرت فیسک»[4] روزنامه نگار انگلیسی از زمانی که پترائوس به افغانستان رفت، حملات هوایی آمریکا در این کشور نیز 172 درصد افزایش پیدا کرد. سازمان ملل در گزارشی که به تازگی منتشر کرد، اعلام نمود که تلفات غیرنظامیان در افغانستان برخلاف گفته‌های پترائوس به شدت افزایش یافته است. «استفان دومیستورا» فرستاده‌ی ویژه‌ی دبیر کل سازمان ملل در افغانستان از افزایش 15 درصدی تلفات غیرنظامی در 6 ماه گذشته خبر داده است و این در شرایطی است که ماه مه سال 2011 به عنوان مرگ‌بارترین ماه از سال 2007 تا کنون برای غیرنظامیان بوده است.
 موضوع مهم فساد قوه‌ی قضاییه در ایالات متحده و تلاش آن برای سرپوش گذاشتن بر اعمال غیرقانونی شکنجه و قتل مخالفان در زمان بوش و اوباما می‌باشد. وزارت دادگستری آمریکا در 30ژوئن (9 تیر) اعلام کرد که طبق دستور اریک هولدر، وزیر دادگستری، دادستان کل این کشور تنها برای بررسی درباره‌ی مرگ دو زندانی (پرونده‌ی مرگ «گل رحمان» تبعه‌ی افغان در سال 2002 در زندان «سالت پیت»[5]، معروف به «زندان تاریک» که شبیه زندان‌های قرون وسطی بدون پنجره و بدون چراغ برق می‌باشد و پرونده‌ی مرگ «منادل الجمادی» عراقی در زندان ابو غریب در سال2003) صلاحیّت دارد و به این ترتیب عملاً به هر گونه بررسی بیش‌تر درباره‌ی مرگ‌های در اثر شکنجه و سوء استفاده از زندانیان پایان داد. به گزارش «وال استریت ژورنال»، دستور قضایی هولدر موجب شد تا بیش از 100 بررسی دیگر درباره‌ی پرونده‌های بدرفتاری با بازداشت شدگان مظنون به فعالیت‌های تروریستی از سوی سیا و پیمان‌کاران خصوصی در سال‌های پس از حوادث یازده سپتامبر 2001 نادیده گرفته شود.

نکته‌ی تأسف بارتر قضیه آن جا می‌باشد که پزشکان و روان‌شناسان وزارت دفاع آمریکا نیز که وظیفه‌ی آن‌ها مراقبت از بازداشت شدگان می‌باشد در هم‌نوایی با شکنجه گران عمل کرده‌اند و شواهد مربوط به آسیب‌رسانی عمدی و شکنجه را پنهان کردند و در شکنجه‌ی زندانیان مشارکت داشته‌اند. پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز تحقیقات جهانی کانادا با استناد به گزارش مستند نشریه‌ی آمریکایی «یوتن ریدر»[6] نوشت: «از نظر پزشکان آمریکایی در خاورمیانه که از دادن داروهای حیاتی نظیر انسولین به زندانیان مظنون خودداری می‌کنند، شکنجه‌ی زندانیان امری قابل قبول و موجه است.» طبق این گزارش دکتر «ویلیام وینکن وردر»، از مقام‌های ارشد پنتاگون که در سال 2005 به پزشکان ارتش اجازه داده بود تا در اعمال شکنجه‌ی زندانیان شرکت کنند و سوابق پزشکی فرد را در اختیار بازپرسان قرار دهند، در همان سال به خاطر کمک‌های برجسته به بهبود بهداشت و سلامت عمومی از سوی انجمن پزشکان آمریکا نشان افتخار دریافت می‌کند!

شکنجه‌های رایج در زندان‌ها
دولت آمریکا بعد از حمله به افغانستان و عراق تعداد زیادی زندان و بازداشتگاه در این کشورها ایجاد کرد که بعد از افشای جنایات صورت گرفته در این زندان‌ها و فشار افکار جهانی، دولت اوباما سیاست استفاده از زندان‌های مخفی را سرلوحه‌ی کار خود قرار داده است. به تازگی نیز ارتش آمریکا وجود تعدادی زندان مخفی در افغانستان را تأیید کرد. گفته می‌شود حدود 20 زندان مخفی در افغانستان وجود دارد که از این تعداد سه زندان در داخل پایگاه هوایی بگرام واقع شده است. این در حالی است که چند وقت پیش‌ترمقام‌های کمیته‌ی بین‌المللی صلیب سرخ که از زندان‌های سازمان سیا بازرسی کرده بودند در گزارشی، برنامه‌های این سازمان برای اعتراف گرفتن از زندانیان را غیرانسانی عنوان کردند. آن‌ها اعلام کردند که مظنونان حملات تروریستی که در زندان‌های مخفیانه نگهداری می‌شوند دچار افسردگی و سوء تغذیه شده و تعداد زیادی از زندانیان مجبور بودند برای چندین روز به صورت ایستاده و در حالت دست‌ها پشت سر قرار بگیرند.

مظنونان معمولاً به شکنجه‌های بیش‌تری برضد خود و حتی خانواده‌هایشان تهدید ‌شده‌اند. 9 نفر از 14 نفری که با مقام‌های کمیته‌ی بین‌المللی صلیب سرخ گفت‌وگو کرده‌اند عنوان داشتند که شکنجه‌گران سیا آن‌ها را به شکنجه‌های بیش‌تری نظیر شوک‌های الکتریکی، تزریق ویروس ایدز و تجاوز نیز تهدید نموده‌اند. یکی از زندانیان بیان نموده بود که مأموران سیا وی را مجبور می‌کردند که به مدت یک هفته کامل به صورت ایستاده قرار بگیرد و بعد از این مدت به او اجازه می‌دادند که دو روز بنشیند یا بخوابد و دوباره وی را مجبور می‌کردند که برای چندین روز دیگر بایستد.
زندان ابوغریب از جمله زندان‌های بسیار مخوف عراق است که فجایع اتفاق افتاده در آن هر انسانی را به وحشت می‌اندازد. نمونه‌هایی از شکنجه‌های مرسوم در زندان ابوغریب در زیر آورده شده است. (بعضی از موارد به علت شنیع بودن، قابل بیان نمی‌باشد.)
- واداشتن زندانیان به دراز کشیدن بر روی زمین و پریدن و جهیدن نظامیان آمریکایی از روی بدن برهنه‌ی آن‌ها.
- تقسیم زندانی‌ها به چندین گروه و واداشتن آن‌ها به انجام کارهای غیراخلاقی.
- قرار دادن زندانی بر روی چهار پایه‌و گذاشتن کیسه‌ای بر سر او و بستن سیم‌های برق به دست و پاهای زندانی که در این وضعیّت با کوچک‌ترین حرکت، سیم‌های برق عمل می‌کنند و زندانی را برق می‌گیرد.
- بستن قلاده‌ی‌سگ‌ها به گردن زندانی‌ها و مرتبط کردن آن به یک زنجیر و کشیدن آن‌ها بر روی زمین و واداشتن زندانی به ادای حرکات و صدای سگ‌ها.
- استفاده از سگ‌های نظامی آموزش دیده برای به وحشت افکندن زندانی‌ها و تکه و پاره کردن بدن‌آن‌ها.
- ریختن مایعات سوزاننده مانند آب جوش یا آب خیلی سرد بر بدن برهنه‌ی زندانی‌ها.

بسیاری از این افراد بدون هیچ گونه حکم قضایی یا برگزاری دادگاه در زندان ابوغریب نگهداری می‌شوند. سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارش سالیانه‌ی خود در سال 2008 تأکید کرده بود که اشغال‌گران آمریکایی 25 هزار عراقی را بدون تفهیم اتهام یا حکم قضایی یا معرفی به دادگاه در زندان‌ها و بازداشتگاه‌های خود نگهداری می‌کنند.

از جمله اقشار و گروه‌های عراقی که به شدت در زندان ابو غریب آسیب دیده و لطمات بزرگی متحمل شدند، زنان می‌باشند که بسیاری از آن‌ها پس از آزادی از زندان برای رهایی و نجات یافتن از ننگی که آن‌ها را دنبال می‌نمود، دست به خودکشی زدند. بسیاری از زنانی که در زندان ابو غریب بازداشت شده بودند،‌به عنوان طمعه یا گروگان در زندان نگهداری می‌شدند تا همسران یا برادران یا پدران آن‌ها را وادار به تسلیم کنند، برخی نیز به دلیل مقاومت در برابر بازجویی‌های شبانه و ناگهانی نظامیان آمریکایی از خانه‌هایشان و برخی نیز به خاطر امیال و هوس‌های شیطانی این نظامیان در زندان نگهداری می‌شوند.
جنبه‌ی تأسف بار و ناراحت کننده‌ی موضوع این می‌باشد که بنا بر آمارهایی که خود سازمان‌های غربی منتشر می‌نمایند بیش‌تر افراد بازداشت شده و شکنجه شده بدون هیچ جرمی در زندان‌ها نگه داشته می‌شوند. به عنوان نمونه طبق گزارش جدید گروه بازنگری عملکرد در زندان گوانتانامو، بیش‌تر 240 زندانی این بازداشتگاه آمریکایی، فقط به جرم دخالت در درگیری‎های جزیی زندانی شده‌اند. در این گزارش آمده است، تنها کم‌تر از 10 درصد از این زندانیان با گروه‎های القاعده و یا سایر گروه‎های تروریستی همکاری داشته و پرونده‌ی‎ سنگین دارند.

 جنایت بزرگ‌تر: کشتار روزانه‌ی غیرنظامیان فراتر از این موضوع، دولت‌مردان آمریکایی و انگلیسی در جنگ افغانستان و عراق، جنایاتی به مراتب بزرگ‌تر از شکنجه در زندان‌های گوانتانامو، ابوغریب و بگرام مرتکب شده‌اند که تاکنون نیز ادامه دارد. کشتار غیرنظامیان در افغانستان و عراق، که به امری عادی و روزمره تبدیل شده است، از جمله جنایاتی است که کابینه‌ی بوش در آن نقش اصلی را ایفا نموده و اوباما با ادامه‌ی این سیاست‌ها نیز در این جنایات نقش دارد که مصداق جنایت جنگی به شمار می‌آیند.

کارشناسان دانشگاه‌های «کینگز کالج» و «رویال‌هالووی» لندن درگزارش تحقیقاتی خود با عنوان «سلاح‌هایی که غیرنظامیان را می‌کشد: مرگ کودکان و غیرنظامیان در عراق» که حدود دو سال پیش انجام شده، نشان می‌دهند که زنان و کودکان قربانیان اصلی بیش‌تر حملات هوایی نیروهای اشغال‌گر در عراق بوده‌اند. نتایج تحقیقات این گروه نشان می‌دهد که 39 درصد افرادی که در حملات هوایی نیروهای خارجی تحت رهبری آمریکا جان خود را از دست داده‌اند، کودک و 46 درصد آنان زن بوده‌اند. ‌این گروه در گزارش خود اعلام کرده است که 42 درصد قربانیان ناشی از اصابت گلوله‌های خمپاره‌ی نیروهای آمریکایی و شورشیان عراقی، کودک بوده و 44 درصد قربانیان را نیز زنان تشکیل می‌دهند. این گزارش هم‌چنین بیان می‌کند که استفاده از جنگ‌افزار‌های پیشرفته توسط آمریکا در طول جنگ عراق، صدمات جبران ناپذیری بر افرادی که حتی در مناطق دور دست زندگی می‌کرده‌اند، وارد نموده است. نیروی هوایی آمریکا از سال 2001 تاکنون بیش از 18 هزار و 850 تن بمب در عراق روی سر غیرنظامیان منفجر کرده است.

حملات آمریکایی‌ها هم‌چنین شامل کشور پاکستان نیز می‌شود، آن‌ها به بهانه‌ی حضور نیروهای القاعده و طالبان در پاکستان به آن مناطق حمله می‌نمایند. به عنوان نمونه در ژوئن 2009، یک هواپیمای بدون سرنشین سازمان سیا با استفاده از موشک‌های هلفایر به مکانی که «مشکوک به مخفیگاه شبه نظامیان» بود حمله کرد که منجر به دفن شدن یک خانواده در داخل خرابه‌های ساختمان شد. هنگامی که امدادگران با عجله به کمک مجروحان رفتند، هواپیماهای بدون سرنشین معلق در هوا موشک دوم را نیز شلیک کردند که منجر به کشتن13 نفر از کسانی که برای کمک آمده بودند، شد. در روز بعد، به مراسم تشییع جنازه نیز با استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین حمله شد که منجر به کشته شدن80 غیرنظامی شد. این حملات به این دلیل بود که نیروهای آمریکایی فکر می‌کردند «بیت‌الله محسود» رهبر طالبان پاکستان (گروه تحریک طالبان پاکستان) در آن منطقه مخفی شده است.

جورج دبلیو بوش در زمان حمله و چه بعدها در کتاب خاطرات خود با عنوان «لحظات تصمیم‌گیری»[7] مدعی شد که هدف از حمله به عراق و افغانستان صلح و دموکراسی بوده است. نکته‌ی مهم این است که اگر به فرض محال این ادعای بوش را نیز قبول کنیم چه‌طور می‌توان با جنگ، اشغال نظامی طولانی مدت، شکنجه و تحقیر ملت‌ها، صلح و دموکراسی برای مردم به ارمغان آورد. اندکی بعد از آغاز جنگ نیز مشخص شد ادعای دولت‌مردان آمریکا مبنی بر داشتن سلاح‌های کشتار جمعی عراق فریبی بیش نبوده است. در ضمن این خود کشورهای غربی بودند که در دوره‌ای صدام را مجهز به انواع سلاح‌ها و تجهیزات کشتار دسته جمعی برای حمله به جمهوری اسلامی ایران کردند. در طول سال‌های جنگ تحمیلی، دولت‌های غربی سلاح‌های میکروبی و شیمیایی خود را که هرگز موفق به آزمایش آن‌ها نشده بودند در اختیار صدام می‌گذاشتند تا برضد کشور ما به کار گیرد.

جورج بوش با وقاحت و گستاخی در کتاب خود برای توجیه حمله به عراق می‌نویسد: «صدام فقط به دنبال سلاح‌های کشتار جمعی نبود. او از این سلاح‌ها استفاده کرده بود. او گاز خردل و اعصاب که از عوامل شیمیایی هستند برضد ایرانی‌ها به کار برده بود و در سال 1988 بیش از 5 هزار نفر غیرنظامی بی‌گناه را در حمله‌ای شیمیایی به شهرک کردنشین حلبچه کشت.» بانی اصلی رشد و قدرت یافتن طالبان در اوایل دهه‌ی80 نیز ایالات متحده بود. دولت‌های آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان برای مقابله با نیروهای شوروی در جنگ افغانستان زمینه ساز گسترش قدرت طالبان شدند و این کشورها بودند که طالبان و القاعده را تبدیل به یک شبکه‌ی تروریستی نمودند.دو جنگی که بانیان آن مدعی بودند صلح، آرامش و امنیّت را برای مردم عراق و افغانستان به ارمغان می‌آورند به باتلاق ترور، شکنجه و کشتار تبدیل شده است و این وضعیّت تا زمانی که نیروهای اشغال‌گر در این دو کشور حضور دارند، ادامه خواهد یافت. دولت‌مردان آمریکایی همیشه این گونه اقدام‌های خود را تحت لوای شعارهای فریبنده‌ای هم‌چون صلح، دموکراسی و حقوق بشر انجام داده‌اند. باراک اوباما نیز که با شعار ایجاد تغییر به ریاست جمهوری ایالات متحده رسید، در مقام عمل اقدام‌های خود را در همان مسیر گذشته سامان می‌دهد و بر اهداف سلطه‌طلبانه‌یآمریکا تأکید می‌نماید. دولت‌مردان آمریکایی ماهیّت سیاست خارجی خود را بر اساس بسط استیلا و ارزش‌های لیبرالی و چپاول ثروت ملل دیگر در جهان بنا نموده‌اند که در این راه استفاده از هرگونه ابزاری (حتی جنگ، کشتار و شکنجه) نیز مجاز شمرده می‌شود. در نهایت این که مقام‌های آمریکا همیشه با ژستی انسان دوستانه از احترام به حقوق بشر سخن می‌گویند و کشورهای دیگر را برای دست‌یابی به اهداف غیرمشروع خود متهم به نقض حقوق بشر می‌نمایند در حالی که خودشان بزرگ‌ترین جنایات را در کشورهای دیگر در طول تاریخ مرتکب شده‌اند. *
زبان حال کرزای هم اینکه کدخدا با ما بساز!!!

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی ۱۳۹۲ساعت 7:21  توسط ع.ب  | 

سفری برای .........

رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و انگلیس از قطعی شدن سفر وزیر خارجه پیشین انگلیس به ایران خبر داد و گفت: این سفر قطعی شده، اما هنوز در مورد چارچوب‌ها و برنامه‌های آن تصمیم‌گیری نشده است.
چار چوب نمی خواهد!!!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ساعت 6:56  توسط ع.ب  | 

چه کسی باید راست بگوید ؟.....

انتصاب یک مدیر رده سوم شهرداری تهران است، به سمت عالی در منطقه آزاد کیش با گردش مالی چند هزارمیلیارد تومان و پروژه های حساس و تخصصی، اقدام ابهام انگیزآقای ترکان بوده که بدون توجیه منطقی انجام شده است.

انتصاب فردی با مسایل و سوابق خاص به دلایلی که خود می دانید در تریبون های عمومی قابل بیان نیست، به سمتی عالی در منطقه آزاد چابهار در شرایطی که حتی مولوی عبدالحمید، امام جمعه و نمایندگان مجلس از این فرد حمایت نکرد و تنها با توصیه برخی نزدیکانتان این انتصاب صورت گرفته است.

انتصاب فردی به سمت عالی در منطقه آزاد اروند که فاقد تحصیلات و تخصص لازم در این حوزه بوده و هرچند انسان آزاده و رنج کشیده ای است، اما فاقد تجربه مرتبط با این مسئولیت می باشد و صرفا بر اساس حمایت برخی چهره های متنفذ و با وجود داشتن سوابق و مواضعی که تنها داشتن بخشی از آن موجب حذف بسیاری از شایستگان از تصدی مسئولیت در دولت یازدهم شده است، با رویه کلی دولت تناقض دارد.

تسامح با مدیران قبلی به صرف ابراز ارادت و برائت تعدادی از مسئولان و مدیران دوره گذشته که تخلفات سنگینی در حوزه مدیریتی آنها رخ داده است، به صرف ملاقات با حضرتعالی و ابراز ارادت به شما و اعلام برائت از مسئولان دولت قبل، با تغییر حوزه مجددا به کار گرفته شده اند، در حالی که از شما که با حرارت و جسارتی قابل تقدیر، تخلفات دولت قبل را به مردم گزارش می دادید، حداقل انتظار این بود که برخی از این افراد را به واحد تخلفات اداری و مراجع ذیصلاح معرفی می کردید، نه آن که مسئولیت بدهید.

فقدان تخصص در مدیریت مناطق آزاد ترکان اگرچه دارای سلامت مالی و توانمندی در حوزه مدیریت صنعتی بوده و قابلیتهای مناسبی در تصدی پستهای مدیریتی در حوزه مدیریت دستگاه های صنعت محور دارید، اما مناطق آزاد به جهت ماهیت کسب وکار محور و ابهامات و خلاهای گوناگون در آن، نیازمند یک مدیر کارآفرین و ایده پرداز است که تفاوتهای بنیادینی با مدیری صنعتی و تکنوکرات دارد. از این رو ضعف عملکرد شما در دو ماه تصدی، بخشی ناشی از این تفاوتهاست.

تفاوت با دولت گذشته کجاست؟ لازم است به اطلاع ترکان که در ماه های اخیر با زبانی فصیح به انتقاد از عملکرد دولت احمدی نژاد می پرداختید، برسانم که امثال ما که از ابتدای تشکیل دولت احمدی نژاد و زمانی که خود شما یکی از مسئولیتهای مهم را در آن بر عهده داشتید، منتقد نوع عملکرد و تصمیم گیری رییس دولت نهم بودیم، این تلقی را نداریم که احمدی نژاد از ابتدا فرد مساله داری بود و یا اینکه بسیاری از این تصمیمات نادرستش را که به کشور هزینه فراوانی تحمیل کرد، از سرغرض ورزی گرفت.
برای ما که احمدی نژاد را قبل از شهردار شدن و در زمان بی قدرت بودن وی می شناسیم، وی چه بسا با حسن نیت و از سر دغدغه خدمت وارد قدرت شد؛ اما اشکالاتی نظیر ترجیح دوستان به افراد شایسته تر، توصیه پذیر بودن، پذیرش مسئولیتی که توانایی انجامش را نداشت و عبور از مرزهای قانونی و اخلاقی بنابر اقتضائات وی را به اینجا رساند.

اکنون اکبر ترکانی که همه وی را به سلامت مالی، مردانگی و صراحت می شناسند، در معرض این قرار گرفته است که وارد مسیری خطا و مخاطره آمیز گردد که آبروی خود، اعتبار دولت و امید مردمی رنج کشیده را به مخاطره افکند. باشد که این تذکر به عاقبت بخیری منجر گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ساعت 7:7  توسط ع.ب  | 

از اون حرفها

سرپرست اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به سوالاتی درباره ناشران تعلیقی، هیات نظارت بر نشر و نویسندگان ممنوع‌القلم پاسخ داد.

احمد کمالی‌نژاد، سرپرست اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس ضمن اشاره به اینکه حدود بیست و شش سال در وزارت ارشاد سابقه فعالیت دارم و تاکنون با موضوع نویسنده ممنوع‌ القلم برخورد نکرده‌ام چون چنین نویسندگانی نداشتیم، اظهار داشت: از ابتدای خدمت تا به امروز فقط در حوزه معاونت فرهنگی فعالیت داشته‌ام، از این رو می‌گویم نویسنده «ممنوع‌ القلم» نداریم.
 
* طی 26 سال خدمت در ارشاد نویسنده ممنوع‌ القلم ندیده‌ام و نداشتیم
وی با تاکید بر اینکه در هیچ دوره‌ای در ارشاد نویسنده ممنوع‌ا لقلم نداشتیم در پاسخ به اینکه آیا طی بیست و شش سال حضور در معاونت با افرادی مواجه شده‌اید که کتابی از آنها در ارشاد پذیرفته نشود و عنوان شود این فرد ممنوع‌ القلم است، خاطرنشان کرد: طی دوران خدمت چنین چیزی ندیده‌ام.
 
* 20 کتاب توقیفی نبود و در اداره کتاب مانده بود
سرپرست اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به اینکه آقای رئیس جمهور در گزارش 100 روزه به رفع توقیف و ارائه مجوز به 20 کتاب اشاره کردند، با توجه به گزارش ارائه شده آیا در زمان سرپرستی شما حجم کار به حدی بالا بوده که 20 اثر رفع توقیف شده و مجوز دریافت کرده‌اند، گفت: همانگونه که آقای امیرزاده هفته گذشته توضیح دادند این کتاب‌ها در اداره کتاب مانده بود، واقعا هم اینگونه بود و پیرامون آنها تصمیم‌گیری نشده بود، برخی از کتاب‌ها جواب‌هاشان آمده بود و در انتظار استعلام بودند و یا نیازمند طراحی راهکار جدید بوده‌اند، که با افراد مختلف نشست‌هایی برگزار و تصمیم‌گیری صورت گرفت. 
 
* عدم معرفی هیات نظارت بر نشر مشکلات را موجب شده است/ در دولت گذشته معرفی هیات متوقف شد 
وی این مورد را ناشی از نداشتن هیات نظارت بر نشر کتاب کودک و بزرگسال دانست و ابراز داشت: اگر در دوره گذشته هیات نظارت شکل می‌گرفت بسیاری از امور اینگونه نبود، مثلا اثری به اداره کتاب ارسال می‌شود که نمی‌توان درباره آن تصمیم‌گیری کرد، تصمیم‌گیری بر گردن هیات نظارت می‌افتد اما ما هیات نداریم.
کمالی‌نژاد درباره عدم معرفی هیات نظارت بر نشر کتاب کودک و بزرگسال و اینکه اگر این هیات معرفی شوند کارها تسهیل می‌شود، اضافه کرد: در دوره قبل تا مرحله پیشنهاد به شورای عالی انقلاب فرهنگی هم رفت و مصوب شد، اما آقای احمدی‌نژاد رئیس جمهور باید حکم را ابلاغ می‌کرد که این کار انجام نشد و متوقف ماند.
سرپرست اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به اینکه اگر هیات نظارت معرفی شوند فعالیت در اداره کتاب با تسریع همراه خواهد شد، توضیح داد: با معرفی این هیات بسیاری از مشکلات ما حل می‌شود و در تصمیم‌گیری امور روند بهتری را شاهد خواهیم بود چون می‌تواند به عنوان یک بازوی مشورتی در بحث کارگروه‌ها و دبیر علمی کمک کننده باشد. 
 
* پرونده دو ناشر تعلیقی در دست بررسی است/ «آگاه» مشکلی برای فعالیت ندارد  
کمالی‌نژاد درباره ناشران تعلیقی با روند بررسی‌های جدید در دولت یازدهم بیان کرد: پرونده ناشران در حال بررسی است، مشکل نشر «آگاه» برطرف شد، اما دو ناشر دیگر هستند که موضوع آنها در حال بررسی است و آقای صالحی معاون فرهنگی وزیر ارشاد مدام در حال پیگیری هستند. این ناشران تعلیقی بوده و بحثشان لغو پروانه نشر نیست. از جمله ناشرانی که مشکلشان حل شد، نشر آگاه بود که با رفع مشکل می‌تواند به فعالیت ادامه دهد.
وی از اعلام نام دو ناشری که پرونده تعلیقی دارند که رویه فعالیت آنها در حال بررسی است خودداری کرد، اما در توضیح بیشتر گفت: این موضوع تعاملی است که باید با نهادهای مختلف برقرار شود تا مشکلاتشان حل شود.
 
* تا چه زمان سرپرست اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستید؟ 
کمالی‌نژاد در پاسخ به این سوال که شما تا چه زمان در اداره کتاب به عنوان سرپرست فعال هستید، عنوان کرد: حکم بنده بدون زمان و با عنوان «سرپرست موقت اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» ابلاغ شده است اما زمانی برای آن تعیین نکرده‌اند.
فکر نکردی مثل ساکنان خانه ملت فکر آیند ات باشی؟
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ساعت 7:36  توسط ع.ب  | 

اجرای قانون

سخنگوی اتاق بازرگانی ایران از فعالیت همزمان نهاوندیان در اتاق بازرگانی و دفتر رئیس‌جمهور خبر داد و گفت: ادامه کار نهاوندیان در اتاق بازرگانی ایراد قانونی ندارد و مخالفان این مسئله مستندات خود را ارائه کنند.

این رفتار قانونی بعد از حکم معاون دومین است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ساعت 13:8  توسط ع.ب  |